پنجشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۶

لینوکس پردردسر است؛ آگاه باشید

خوب، من باز هم از همه‌ی دوست‌داران صدّیق لینوکس تشکّر می‌کنم به خاطر کامنت‌هایی که با طعم‌های مختلف (!) گذاشتند. راهنمایی‌های شما برای من مفید بود و گاهی هم اگر مستقیماً راه‌گشا نبود لااقل جالب بود. از دوستان غیرلینوکسی هم که در بحث شرکت دارند ممنونم.

چندین مورد مهم برای بحث وجود دارد. اوّل از همه این که باید کارت‌ها را درست روی میز بچینیم تا قواعد کار معلوم باشد. بحث ما نه علمی است نه غیرعلمی. من درباره‌ی درست به کار بردن کلمه‌ی علم (یا «دانش» که در اصطلاح، مفهوم گسترده‌تری دارد) حسّاسم. علم مربوط به درک چیزهایی است که اصالت طبیعی یا فراطبیعی دارند. لینوکس، ویندوز و هر چیز دیگری از این مقولات اصلاً موضوع علم نیستند. بحث ما فنّی است و می‌تواند مستند و صادقانه یا غیرمستند و جانب‌دارانه و در بدترین حالت می‌تواند نیمه‌مستند باشد. علم مسلّماً موضوع بحث ما نیست.

در عین حال هیچ بحثی کاملاً مستقل از مسائل فراطبیعی نیست. مهم‌ترین موضوع در میان ادّعاهای جامعه‌ی توسعه‌دهندگان و کاربران نرم‌افزارهای متن باز و(یا) آزاد، مسأله‌ی آزادی کاربر است. در این میان افرادی مثل استالمن موضع خصمانه‌ای نسبت به کلّ مقوله‌ی مالکیت فکری و معنوی دارند، امّا منش سایرین غالباً معتدل‌تر است.

حالا سؤال این است: آیا با به کار بردن سیستم عامل و نرم‌افزارهای آزاد، کاربر خیلی مستقل‌تر و آزادتر از حالتی است که از ویندوز استفاده کند؟ لااقل تا جایی که به کاربر خانگی و سیستم‌های دسکتاپ مربوط می‌شود، من فکر می‌کنم پاسخ این سؤال لزوماً مثبت نیست. چرا؟ چون آزادی برای حرکت کردن و فعّال بودن است. وقتی شما به جای این که وقتتان را صرف یاد گرفتن چگونگی استفاده از یک نرم‌افزار کنید، مجبورید وقت زیادی صرف کنید تا اساساً سیستم را سرپا نگه دارید، آیا این اسمش آزادی است؟ به نظر من، نه! شاید اختلاف ما از آن‌جا ناشی شود که من کامپیوتر را ابزار می‌دانم، نه چیزی که اصالتی ذاتی داشته‌باشد. آزادی در این زمینه به نظر من وقتی بیشتر به دست آمده که کاربر وقت بیشتری برای انجام کارها و بروز خلّاقیت داشته‌باشد و بتواند کارهایی را که دوست دارد با کامپیوترش انجام دهد، نه این که مشق‌هایی را بنویسد و تمرین‌ها و مسائلی را حل کند که سیستم عامل برایش تعیین کرده. بیشتر مردم هکر نیستند و نمی‌خواهند وقتشان را صرف خود کامپیوتر کنند، در حالی که بعضی از لینوکس‌بازها عملاً آنهایی را که هکر نیستند مسخره می‌کنند.

قسمت مهمّی از ماجرای سیستم عامل و نرم‌افزار، همان طور که خیلی از کاربران لینوکس می‌گویند، مربوط به عادت داشتن ما به ویندوز و نرم‌افزارهای وابسته به آن است. خود من اگر با چند ابزار ویندوزی که واقعاً معادل قابل قبولی در لینوکس ندارند آشنا نبودم و خو نکرده‌بودم، شاید الآن به جای ویندوز این پست را در لینوکس تایپ می‌کردم. به طور مشابه، اگر من مدّت‌ها کاربر سیستم Mac بودم، ممکن بود نتوانم ویندوز را تحمّل کنم. این مسأله‌ی زمان و عادت است.

امّا خوب، الأن چه؟ آیا ویندوز میوه‌ی ممنوعه‌ای است که اگر کسی به طعم آن عادت کرد و بر این اساس به ناهمواری‌های لینوکس ایراد گرفت، موستوجب دوزخ باشد؟ یادمان باشد که کلّ بحث ما درباره‌ی یک سری ابزارهای فنّی است. اصالت این ابزارها چه قدر است؟ طبیعتاً کسانی می‌توانند وارد این بحث شوند که حدّاقلّی از مشروعیت را برای نرم‌افزارهای تجاری قائل باشند. طرف ویندوزی معمولاً ایراد متقابلی به لینوکس ندارد و مسائل مربوط به جنبه‌ی فنّی است، امّا طرف لینوکسی لااقل با خودش معلوم کند که ویندوز و چیزهایی مشابه آن را به رسمیت می‌شناسد یا نه.

من از تجربه‌ام نوشتم و این که با وجود تمایلم برای استفاده از لینوکس، به دلایلی مقدور نشد که به طور کامل به سمت آن بروم. هدف من این بوده و هست که هیجان جامعه‌ی کاربران لینوکس و تبلیغاتی که در مورد «بدی» ویندوز و «خوبی» لینوکس می‌شود را محک بزنم، درست و نادرست را از هم جدا کنم و سر جای خود بگذارم. این در نهایت یک گزارش خواهدبود. همچنان که کاربران لینوکس با Success report آشنایند، با این نوع گزارش نیز باید آشنا شد.

از سوی دیگر، توصیه‌های عجیب و غریب (و در عین حال خیرخواهانه) می‌شنوم که بیا مثلاً از Ubuntu یا پارسیکس استفاده کن که جامعه‌ی کاربران داخلی آنها بزرگتر است! من با Fedora و SUSE مشکلی ندارم که در توزیع دیگری قابل حل شدن باشد. اوبونتو را چند بار امتحان کردم و خوشم نیامد. اگر ادّعاهایی که در مورد آزادی و برتری فنّی در لینوکس می‌شود درست باشند، واقعاً توجیهی ندارد که من از یک توزیع خاص استفاده کنم تا کارم انجام شود! این هم خودش نوع دیگری از محدودیت است، با این تفاوت که درباره‌ی یک سیستم عامل تجاری مثل ویندوز، این محدودیت از ابتدا شرط شده و پذیرفته‌شده است، امّا انگیزه‌ی معنوی استفاده از لینوکس (لااقل برای سیستم دسکتاپ)، از ابتدا چیز دیگری است.

همین محدودیت که به نظر من در حوزه‌ی لینوکس پذیرفتنی نیست، در سطحی دیگر هم وجود دارد. شما می‌خواهد یک برنامه‌ی نسبتاً کوچک را نصب کنید تا کارتان انجام شود، گاهی مجبور می‌شوید ملزوماتی را برای آن برنامه فراهم کنید که از خودش خیلی بزرگترند! این هم محدودیت مهمّی است. مثالش همین نرم‌افزار Okular است که مهرداد لطف کرد و معرّفی‌اش کرد. برای نصب این برنامه مجبورید نسخه‌ی چهارم محیط KDE را نصب کنید که حجم قابل توجّهی دارد (چه برای دانلود کردن و چه برای نصب ) و تازه هنوز در مرحله‌ی انتشار نهایی هم نیست.

به نظر من مدل توسعه‌ی لینوکس اگرچه جذّابیت‌های زیادی (چه به لحاظ فنّی و چه از جنبه‌ی معنوی) دارد، امّا ناگزیر آشفته‌تر از دنیای ویندوز است. استفاده از هر برنامه در لینوکس یک قانون جداگانه دارد. بعضی از این قانون‌ها شباهت‌های زیادی به هم دارند و برخی دیگر اساساً متفاوت از سایرین هستند.

فعلاً این را هم بگویم که امروز سیستمم را به حالت Single boot درآوردم و به ویندوز برگشتم (آن‌چه که پاک شد، فدورا نام داشت.). حالت Dual boot برای من خیلی ناخوشآیند است و دلایلش را هر کس که لااقل از یک برنامه‌ی email client استفاده کند، خوب می‌داند. برای آزمودن لینوکس احتمالاً یک ماشین مجازی روی ویندوزم نصب می‌کنم.

بحث ادامه دارد و خصوصاً درباره‌ی موارد برتری لینوکس که بحث کردیم، خواهم‌نوشت.
شب به خیر.

برچسب‌ها: , , ,

1 Comments:

At جمعه, بهمن ۱۲, ۱۳۸۶ ۲:۳۵:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous مهرداد مومنی said...

در مورد قضیه ی وابستگی بسته ها بله! همینطوره!
شما بجای اینکه 10 تا نرم افزار 100مگابایتی نصب کنی!
3تا کتابخونه ی 100 مگابایتی بعلاوه ی 100 تا نرم افزار 5مگابایتی نصب می کنی!

دیدی؟
اینطوری در فضای هاردت هم صرفه جویی میشه!!

و در مورد Dependency Hell همیشه میگم:
هرکه طاووس خواهد؛ جور هندوستان کشد!

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home