چهارشنبه، دی ۱۲، ۱۳۸۶

برف و ماکسیما

ماکسیما ماشین بزرگ و محکمی است. ماشین شیکی هم هست و در ضمن صدای موتورش خیلی کم است. این قدر کم که ممکن است به شما نزدیک شود و نفهمید!

اینها به من چه ربطی دارد؟ آهان. خوب راستش من صدای آن ماکسیمای سفیدرنگ و تمیز را نشنیدم و یک پارو برف ناقابل ریختم روش. سقفش خیلی محکم بود. این را از صدای برخورد برف به سقفش فهمیدم. ظاهراْ راننده‌اش هم عجله داشت یا شاید هم ترسید نگه دارد. به خیر گذشت.

برچسب‌ها:

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home