سه‌شنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۶

همه جا امن و امانه

عراق: یک نفر در یک مراسم تشییع جنازه‌ خودش را با بمب منفجر کرد و منجر به کشته شدن خودش و کشته و زخمی شدن چند نفر دیگر شد. این چیزها در عراق انگار عادّی شده‌اند.

افغانستان: طالبان در حال بازگشتن به صحنه‌ی سیاسی و اجتماعی است. تجارت موادّ مخدّر و طبعاً در کنار آن قاچاق اسلحه روالی عادّی پیدا کرده‌است.

پاکستان: ترک عادت کودتا موجب مرض شده. بی‌نظیر بوتو را کشتند. البته برای رسیدن به این هدف بیش از صد نفر از هوادارانش را هم کشتند. انتخابات عقب افتاد. اوضاع خوب نیست.

لبنان: کشوری که رئیس‌جمهور ندارد. جریان تغییر قانون اساسی برای رئیس‌جمهور شدن فرمانده‌ی ارتش، آدم را یاد جریان تغییر اساس‌نامه‌ی فدراسیون فوتبال ایران برای رئیس شدن علی‌آبادی می اندازد. در هر دو مملکت انگار قحط‌‌الرّجال است. مجلس لبنان جلسه‌اش برای تغییر قانون اساسی را در فواصل معیّنی عقب می‌اندازد. انگار عبارت «تا اطّلاع ثانوی» که در مملکت ما این قدر به کار می‌آید، در لبنان هنوز اختراع نشده.

فلسطین: اسرائیل مشکل قدیمی فلسطینی‌ها است. مشکل جدید آنها سران خودشان هستند. فعلاً هیچ کس با دیگری دوست نیست.

جمهوری‌های آسیای میانه: بر آئین خویش. نه چندان ثباتی و نه چندان جدالی. اگر موضوع جالبی پیدا شود، مثل استعفا یا ترور، تا دلت بخواهد آدم پایه هست برای تظاهرات.

عربستان و سایر شیخ‌نشین‌ها: ظاهراً بهترین و آسوده‌ترین نقاط در این اطراف. امّا آنها همچنان دوران استبداد صغیر را طی می‌کنند. عرب‌ها یک چیز را بهتر از ما فهمیده‌اند: تغییر اجتناب‌ناپذیر است.

ترکیه: دُم ترکی اتّحادیه‌ی اروپا. با قبرس و یونان و عراق مشکل دارد. مشاهیر ادبی و اجتماعی‌اش را از ایران می‌دزدد. با کُردهای استقلال‌طلب مشکل جدّی دارد. با اسلام و حجاب هم کماکان مشکل دارد، چیزی مثل مشکلی که ما داریم، امّا مساوی و در جهت مخالف.

ایران: ما سلاح هسته‌ای نداریم و نمی‌سازیم. نیروگاه اتمی بوشهر مایه‌ی افتخار (همان خفّت) است، امّا درباره‌ی نیروگاه دارخوین چه بگوییم؟ آیا آلودگی زیست‌محیطی یک نیروگاه اتمی به 360 مگاوات برق می‌ارزد؟ (جهت اطّلاع و مقایسه: نیروگاه حرارتی نکا که قبل از انقلاب ساخته شده، چهار واحد 600 مگاواتی دارد، یعنی سرجمع 2400 مگاوات). کدام کشور دنیا در منطقه‌ای مثل دارخوین که خودش میدان نفتی مهمّی است نیروگاه هسته‌ای 360 مگاواتی می‌سازد؟

تورّم زیاد قبلاً ناشی از توطئه‌ی دشمن بود، بعد ناشی از بی‌کفایتی اصلاح‌طلبان و در حال حاضر ناشی از برنامه‌ی توسعه‌ی چهارم و مجمع تشخیص مصلحت و مجلس است.

روابط خارجی حکومت اساساً چیزی خارج از حوزه‌ی علایق یا حقوق عوام کالانعام است. هر کس روی آن صندلی نشست با هر کس خواست دوست می‌شود و به هر که خواست فحش می‌دهد. احمدی‌نژاد مرده‌ی لهجه‌ی لاتین است و آنگلوساکسون‌ها را دوست ندارد.

...

###

در افسانه‌ها آمده‌است یک روزی یک فیزیک‌پیشه کنار دریا نشسته‌بود و امواج را نگاه می‌کرد. چیزی توجّهش را جلب کرد. دید یک بطری در آب است. رفت بطری را از آب گرفت و بازش کرد. بخار غلیظی بیرون آمد و یک غول ظاهر شد. غول دست‌به‌سینه ایستاد و گفت: ارباب چاکرتم. تو من رو از حبس هزارساله رها کردی. من به خاطر این بزرگی تو می‌تونم یک آرزویت را برآورده کنم. آقای فیزیک‌پیشه‌ کمی با خودش فکر کرد تا چیزی بگوید که ارزش یک آرزو را داشته باشد. در نهایت رفت از کیفش یک نقشه‌ی جهان‌نما درآورد. روی زمین پهنش کرد و دور منطقه‌ی خاورمیانه را خط کشید. به غوله گفت: یک کاری بکن که در این منطقه صلح برقرار شود.

غوله یک کمی این پا و اون پا شد، پایش را توی آب زد، روی شن‌ها راه رفت، عرق ریخت و آخرش گفت: ارباب شرمنده‌ام. من رو از این کار معاف کن. نمی‌شه یه آرزوی دیگه بکنی؟

آقای فیزیک‌پیشه باز هم کمی فکر کرد. بعدش گفت: یک چارچوب نظری خودسازگار و هماهنگ با طبیعت ارائه کن که در آن نظریه‌ی کوانتومی میدان با نسبیت عام ترکیب شود و تمام نیروهای طبیعت را به صورت سازگار و یک‌پارچه توضیح دهد.

غوله باز هم سرخ و سفید شد، باز هم عرق ریخت، این پا و اون پا کرد و آخرش گفت: ارباب شرمنده‌ام. می‌شه اون نقشه رو دوباره ببینم؟

برچسب‌ها: , ,

1 Comments:

At سه‌شنبه, دی ۱۱, ۱۳۸۶ ۱۰:۵۶:۰۰ بعدازظهر, Anonymous SoloGen said...

(:

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home