پنجشنبه، دی ۰۶، ۱۳۸۶

جشنواره موسیقی صفّارهرندی

سهم ما از جشنواره‌ی موسیقی فجر امسال (جشنواره‌ی بیست و سوّم)، دو کنسرت بود: کنسرت ارکستر مجلسی و گروه کُر آکادمیا و کنسرت گروه تریوی کنسرتانته. ارکستر آکادمیا آثاری را اجرا کرد که تماماً ساخته‌ی رهبر و سرپرست آن، فرید عمران بود. گروه تریوی کنسرتانته هم طبعاً شامل سه نوازنده بود و به عنوان گروهی اتریشی در جشنواره‌ی امسال حاضر شد، هر چند حدّاکثر یکی از این سه نفر اتریشی است.

تریو کنسرتانته متشکّل از سه نوازنده‌ی استاد بود: آقای کورت مایر، ابوئیست سوئیسی که فوق‌لیسانس فیزیک و دیپلم سولیستی ابوا دارد و در دانشگاه شهر لورن سوئیس پروفسور ابوا و موسیقی مجلسی است، خانم مارلیز نوس باومر، که نوازنده‌ی پیانو است و دکترای موسیقی دارد، و آقای حسین سمیعیان، فلوت‌نواز ایرانی که او هم دکترای موسیقی‌اش را از دانشگاه موتساته ام سالزبورگ دریافت کرده. به نظر می‌رسد هر سه نفر دهه‌ی پنجم زندگی خود را می‌گذرانند. اجرای این گروه و قطعاتی که انتخاب کرده‌بودند بسیار خوب بود، امّا چنان شورانگیز نبود که کار به تشویق های متوالی و «بیز» دادن بکشد (بیز کلمه‌ی درستش است؟). این گروه در جشنواره دو اجرا داشت که ما اجرای امشبشان را در فرهنگ‌سرای هنر دیدیم.

دیشب هم اجرای ارکستر اکادمیا را دیدیم و شنیدیم که انصافاً چنگی به دل نمی‌زد. نمی‌دانم چه اصراری و از جانب چه کسی بوده که این ارکستر منحصراً آثار فرید عمران را اجرا کند. ساخته‌های فرید عمران (اغلب در قالب سوئیت) چندان بد نبودند، امّا اجرای نسبتاً بی حال ارکستر آکادمیا و لحن تکراری قطعه‌ها باعث ملال می‌شد.

ما که پارسال چوب دستگاه ارشاد دولت مهرورز را خورده‌بودیم، امسال قصد کردیم به هیچ کدام از اجراهای وابسته به ارشاد نرویم، خصوصاً که شنیدیم ارسلان کامکار یک قطعه‌ی «غیرسفارشی» به مناسبت سال مولوی ساخته که ارکستر سمفونیک تهران قرار است به رهبری خود ایشان اجرایش کند. امّا از یک طرف فروش بلیط بدون اعلام همگانی باعث شد نتوانیم بلیط ارکستر ملّی را به دست آوریم و از سوی دیگر اجراهای گروه‌های خوب غیردولتی امسال خیلی کمتر از پارسال بود. امسال نه ارکستر زهی پارسیان اجرائی داشت و نه نشانی از حدّاقل یک گروه کوارتت زهی بود. پس ناچار بلیط این دو اجرایی را که گفتم خریدیم (دانه‌ای هفت هزار تومان).

یک مسأله‌ی بسیار آزاردهنده در اجراهایی که امسال دیدیم (اجرای ارکستر آکادمیا در فرهنگ‌سرای نیاوران و اجرای گروه تریو کنسرتانته در فرهنگ‌سرای هنر) بی‌نظمی زیاد سالن‌ها بود، تا حدّی که حتّی نسبت به سال‌های قبل خیلی بدتر به نظر می‌رسید. تا مدّتی پس از آغاز اجرا همچنان در سالن باز بود و خلق‌الله وارد می‌شدند و باید از میان ردیف‌ها می‌گذشتند تا به صندلی خالی برسند. در اجرای ارکستر آکادمیا یکی دو کودک خردسال هم در سالن بودند که به اقتضای حالشان سر همراهی یا ناهمراهی با ارکستر را می‌گذاشتند و به جای ساز البته اعصاب ما را نواختند.

امّا شاید بدتر از این، مسأله‌ی عکّاس‌های نسبتاً مزاحم و فیلم‌بردارهای مطلقاً ابله بود. در هر کدام از این اجراها یک فیلم‌بردار حاضر بود که در حین اجرا به تناوب دوربینش را با سه‌پایه یا بدون آن کول می‌کرد و به این طرف و آن طرف می‌رفت تا از زوایای مختلف فیلم بگیرد. مشکل دقیقاً از آنجا ناشی می‌شد که معلوم بود کسی که این فیلم‌بردارها را اجیر کرده مطلقاً هدف هنری نداشته، چرا که با جابه‌جائی متناوب یک دوربین تنها قطعاً نمی‌شود یک کنسرت را به تصویر کشید. هدف آنها ضبط قسمت‌هایی از اجراها در چند زاویه و حالت مختلف بود تا آرشیو کنند و بعداً احتمالاً برای مقاصد تبلیغاتی و «معرّفی فعّالیّت‌ها» مورد استفاده قرار دهند. طبعاً چنین افرادی متوجّه نمی‌شوند که با این حرکت‌های متناوب و زمخت دوربین هم به تمرکز و اعصاب نوازندگان و تماشا‌گران گند می‌زنند و هم گاه‌به‌گاه اصلاً مانع دیده‌شدن درست صحنه توسّط تماشاگران می‌شوند.

جشنواره‌ی پارسال اگر خوب نبود، جشنواره‌ی امسال یک افتضاح بود. کاش آقای صفّارهرندی برگردد به همان کیهان و سرمقاله و نیمه‌ی پنهان بنویسد و هنر و ادبیات این مملکت را به آدمی بسپارند که حدّاقلّی از صلاحیت‌ها را داشته‌باشد.

برچسب‌ها: ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home