شنبه، دی ۰۱، ۱۳۸۶

سلام الاغ عزیز

آهای خره، چرا جواب نمی‌دی؟ چرا نفس نمی‌کشی؟ نکنه مُردی؟

نمیری‌ها. من بدون تو چی کار کنم. از کی کتاب بگیرم؟ از کی MP3 بگیرم؟ اینا که از این چیزا ندارن. فقط فیلم دارن. اون هم چه فیلم‌هایی، واه واه، خدا نصیب نکنه.

من توی اینترنت دلم به تو و عرعر قشنگت خوش بود. حالا دیگه تو هم عر نمی‌زنی. تو رو خدا عر بزن. الهی درد و بلات بخوره توی سر همونی که خودت می‌دونی. نکنه این فیلترچیِ ... یه کاریت کرده؟ کانِکت که می‌شی، قلبت هم که می‌زنه، پس چرا هیچی نمی‌تونی پیدا کنی؟ الهی هر کی اذیتت کرده نفسش فیلتر بشه. الهی مغزش کانِکت نشه. الهی ...

پاشو. من حالا خیلی باهات کار دارم. چند تا کتاب می‌خوام باید فوری برام پیدا کنی. بعد هم کلّی چیزای دیگه. پاشو باز هم چهارنعل برو. من الاغی بهتر از تو سراغ ندارم.

خرکم، دلبرکم، پاشو. بگو عررررررررررررر. آفرین. کاش اینا هم عر زدنو از تو یاد می‌گرفتن.

برچسب‌ها:

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home