سه‌شنبه، آبان ۱۵، ۱۳۸۶

ک مثل کپل

آقا مهدی، برادر گرامی ما، اخیراً تعدادی فایل به ما داده‌اند که بسی جالب می‌باشد. این فایل‌ها موسیقی تیتراژ بعضی از سریال‌های تلویزیونی، کارتونی و عروسکی هستند که در سال‌های کمی تا قسمتی دور از سیمای جمهوری اسلامی به سمع و نظر ما رسیده‌است. در این‌جا تعدادی از این فایل‌ها را که توسّط هیأت داوران «مسیر یک ذرّه» انتخاب شده‌اند به شما عرضه می‌داریم:

در برابر باد - موسیقی تیتراژ پایانی سریال را من آن قدر دوست داشتم که می‌خواستم بروم به خاطرش فلوت زدن یاد بگیرم، امّا خوب، به خیر گذشت (در واقع به خیر نگذشت. از تنبلی و ... و ...ام بود که نرفتم یاد بگیرم.).

داستان این سریال مربوط به ایرلندی‌هایی است که برای رهایی کشورشان از دست «کت قرمز»های انگلیسی مبارزه می‌کردند. عدّه‌ای از آنها دستگیر و به استرالیا تبعید می‌شوند و داستان عمدتاً مربوط به سفر آنها به استرالیا و بعد سکونت و زندگی‌شان در آن‌جا است. شخصیت‌های اصلی این سریال یک زن و مرد جوان هستند که طبعاً با هم ازدواج می‌کنند و ... . نکته جالب این است که این سریال در نهایت ضدّانگلیسی نیست، بلکه عمدتاً ضدّخشونت است.

درباره‌ی این سریال این‌جا کمی بیشتر بخوانید.

ارتش سرّی – یکی از سریال‌های تاریخی شبکه‌ی BBC. این سریال به شدّت مورد التفات و توجّه ما بود و قسمت‌های زیادی از آن را ضبط نمودیم. امّا در آن موقع آن قدر شعورم قد نمی‌داد که متوجّه موسیقی متن تیتراژ آن بشوم. خود تیتراژ سریال بسیار زیبا و مخصوصاً هماهنگ با مضمون سریال بود. در ضمن دوبله این سریال به فارسی، یکی از آثار درخشان تاریخ دوبله در ایران است.

درباره‌ی ارتش سرّی این‌جا بیشتر بخوانید.

سال‌های دور از خانه (اوشین) –این سریال هم به شدّت پربیننده بود و قسمتی از آن هم مربوط به وقایع جنگ جهانی دوّم می‌شود، امّا نه در اروپا (مانند ارتش سرّی)، بلکه در ژاپن. در آن سال‌های جنگ که تلویزیون دو تا شبکه بیشتر نداشت (و چه خوب بود) و دو تا روزنامه اصلی هم بیشتر وجود نداشت (کیهان و اطّلاعات) و در آن دو روزنامه‌ها هم جدول خاموشی برق چاپ می‌شد، اصلاً عجیب نبود که اوشین مردم را جلوی صفحه‌ی تلویزیون میخ کند (البته اگر برق نمی‌رفت). داستان اوشین بی‌شباهت به داستان زندگی خیلی از مردم در آن زمان نبود و طبعاً مردم خوشحال می‌شدند که در سرزمین‌های دور کسی را شبیه خودشان می‌دیدند.


درباره‌ی این سریال هم این‌جا بخوانید.

مدرسه‌ی موش‌ها – از هر چه بگذریم سخن موش خوش‌تر است، مخصوصاً اگر موش فرهیخته‌ای باشد که به مدرسه می‌رود، مخصوصاً اگر کپل باشد.

شاید شرایط آن سال‌ها بود که مرضیه برومند را قادر به ساختن بهترین اثرش کرد. بعضی‌ها انگار در شرایط تراژیک بهتر کار می‌کنند.


برچسب‌ها:

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home