دوشنبه، خرداد ۲۸، ۱۳۸۶

کمی غیر مایکروسافتی تر

مهدی یک روز آمد توی اتاقم و به رسم هر چند وقتش یک CD به من داد که اگر خواستم از روش کپی کنم و به‌اش پس بدم. مهدی سرپرست شبکه یه مؤسّسه‌ی نسبتاً مهم است. البته مهم بودن آن مؤسّسه از جهت معروف بودن تولیداتش هست، نه این که فکر کنید واقعاً برای جامعه مهم باشه. خلاصه این که مهدی به خاطر کارش (و علاقه شخصیش هم هست البته) جدیدترین برنامه‌ها (نرم‌افزارها) را می‌خرد و تازه‌ترین نسخه‌ها و آپ‌دیت‌ها را هم جمع می‌کند. این دفعه یک CD جالب به من داد. CD نسخه‌ی اروپایی و (نسبتاً) جدید ویندوز XP بود که مدیاپلیر معروف مایکروسافت (و شاید چند چیز دیگه) رویش نیست. در عوض آخرین اصلاحیه‌ها و آپ‌دیت‌ها را به قول هم‌شهری‌های ما به‌اش embed کرده‌اند.

این دو بار اخیری که ویندوزم را خانه‌تکانی کردم، این نسخه‌ی ویندوز را نصب کردم (سیستم من برای ویستا کمی پیر است و در ضمن برنامه‌های مورد استفاده‌ی من هنوز با ویستا سازگار نیستند.). دفعه‌ی پیش خودم روی سیستم مدیاپلیر 10 را نصب کردم به علاوه‌ی PowerDVD و VLC media player و البته QuickTime برای فایلهای مخصوص به خودش (عمدتاً فایلهای mov) و Real Alternative برای پخش فایل‌های فرمت real. امّا این دفعه با خودم فکر کردم چرا الکی سیستم را سنگین کنم، و در نتیجه فقط VLC را نصب کردم با آن دو تای آخر. حالا چند روز است که دارم دنیای بدون ویندوز مدیا پلیر را تجربه می‌کنم. اگر از اینترفیس نسبتاً بی‌ریختش بگذریم، VLC برنامه‌ی بسیار خوبی است. امشب تازه یادم افتاد که هدف اتّحادیه‌ی اروپا از مجبور کردن مایکرسافت به ارائه‌ی این نسخه از ویندوز، فراهم کردن امکان رقابت با برنامهَ‌های مایکروسافتی و مهم‌تر از همه مدیاپلیر برای تولیدکنندگان نرم‌افزارهای مشابه بوده‌است. البته من دقیقاً نمی‌دانم که در اهدافشان به حقّ انتخاب مصرف‌کننده هم توجّه و اشاره داشته‌اند یا نه، امّا حالا که دارم از ویندوز بدون مدیاپلیر استفاده می‌کنم، می‌بینم که واقعاً یک چیزی حالی‌شان می‌شده این اروپائی‌ها. وقتی آن قانون را صادر کردند، من می‌گفتم خوب این چه کاری است؟ نصب مدیاپلیر کار پنج دقیقه است و هیچ زحمتی هم ندارد. امّا حالا می‌بینم عملاً وقتی مدیاپلیر مایکروسافت به صورت خودکار روی ماشین نصب نشود، کاربر دیگر لزوماً به طرف آن نمی‌رود.

کلّاً من دوست دارم تا جایی که ممکن باشد از برنامه‌های رایگان و حتّی Open Source یا Free (یعنی آزاد، نه رایگان) استفاده کنم و حتّی چند بار سعی کردم به لینوکس مهاجرت کنم. مهم‌ترین مشکلم نرم‌افزار نبود، بلکه اگر فقط می‌توانستم مودم دایل‌آپم را به لینوکس بشناسانم، شاید مدّتها بود که در لینوکس ماندگار شده‌بودم. تمام مشکلات دیگر لینوکس، مثل تطابق سختش با خطّ وزبان فارسی و بددست و زشت بودن بعضی از برنامه‌های کوچکش در مقایسه با مشکلاتی که با سخت‌افزار دارد، چندان آزاردهنده نیستند.

امّا روی همین ویندوز قفل‌شکسته هم می‌شود خیلی غیرمایکروسافتی‌‌تر بود. مثلاً من از آفیس مایکروسافت فقط به دلیل سازگار بودنش با MathType استفاده می‌کنم. در OpenOffice هم برنامه‌ای به نام Math برای وارد کردن فرمول‌های ریاضی وجود دارد، امّا آن برنامه در واقع زبان خودش را دارد که من مشتاق یاد گرفتنش نیستم. در مورد ابزارهای برنامه‌نویسی هم وضع لینوکس برای مبتدی‌ها و نیمه‌حرفه‌ای‌ها زیاد خوب نیست. اهالی لینوکس در واقع چندان روی خوشی به کاربرانی که هدفشان انجام دادن کارهای روزمره با کامپیوتر است نشان نداده‌اند. طرز تفکّر رایج بین برنامه‌نویسان و استفاده‌کنندگان از لینوکس ظاهراً یک تفکّر هکری است. یعنی شما باید با خیلی از ریزه‌کاری‌ها آشنا بشوید تا بتوانید به طور مؤثّر و مفید از ابزارهای لینوکسی استفاده کنید. آنها ادّعا می‌کنند که این کار زمان کمتری را نسبت به زمانی که شما برای تسلّط بر برنامه‌های تجاری باید صرف کنید، می‌طلبد، امّا من در عمل به نتیجه‌ی معکوس رسیده‌ام. هر کس به روش خودش دارد زور می‌گوید. مایکروسافت با ایجاد شرایط انحصاری و تبلیغات گسترده و از آن طرف هم جامعه‌ی نرم‌افزارهای متن باز و آزاد با محیط‌های زمخت و سختشان. آقای استالمن که این قدر شدید و غلیظ با شرکت‌های تولیدکننده‌ی نرم‌افزارهای تجاری و دارای کپی‌رایت مخالفت می‌کند، اگر راست می‌گوید برای Emacs یک اینترفیس قشنگ‌تر بسازد و طرّاحی‌اش را بهتر کند.

با تمام این اوصاف، من به یک راه‌حلّ نسبتاً میانه‌ای رسیده‌ام: ویندوز و آفیس مایکروسافت، به علامه‌ی برنامه‌های دیگری که تعداد زیادی از آنها غیر مایکروسافتی و عمدتاً رایگان هستند. در این میان البته یکی از برنامه‌ها همچنان مایکروسافتی است، امّا رایگان: Visual C# Express که من یکی هم اگرچه خیلی وقت است نتوانسته‌ام از آن استفاده کنم، در عین حال نمی‌توانم ازش دل بکنم. بالأخره مایکروسافت هم کارش را بلد است دیگر!

برچسب‌ها: ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home