چهارشنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۵

گنجايش: فيزيكي، ديداري، ذهني

ظرفيت فيزيكي كامپيوترها به سرعت در حال زياد شدن است. روي همين كامپيوتر بنده كه تا حدّي خارج از رده محسوب مي‌شود، دو تا هارد ديسك نصب هست كه مجموعاً 200 گيگابايت گنجايش دارند.

اين مسأله تا حدّ زيادي اغواكننده است. به خيال اين كه فايلهاي كوچك در مقايسه با ظرفيت هارد كامپيوتر جاي خيلي كمي را اشغال مي‌كنند، به طور پيوسته در حال ذخيره كردن فايلهاي كوچكي هستيم كه معمولاً هم از اينترنت مي‌گيريم(صفحه‌هاي وب، عكس، فايلهاي PDF، فايلهاي صوتي ريز و درشت و انواع چيزهاي ديگر). بعد مثلاً براي نظم دادن به آنها(خيلي وقتها در موقع دريافت كردنشان) فولدر مي‌سازيم و معمولاً حتّي دست مبارك را از ماوس به طرف صفحه كليد نمي‌بريم تا عنوان شريف New Folder را به اسمي مرتبط و قابل بازشناسي تغيير دهييم. شخصي را مي‌شناسم كه حتّي آدرس‌هاي اينترنتي مورد نيازش را به صورت Shortcut روي فولدر دسكتاپ كامپيوترش ذخيره مي‌كند. روي دسكتاپ سيستمش از نظر بصري تقريباً جايي براي هيچ گونه شيء جديد وجود ندارد.

نتيجه اين مي‌شود كه يك وقت مي‌بينيم اگرچه از نظر فيزيكي هنوز چندين گيگابايت فضا روي هارد كامپيوترمان باقي است، امّا پوشه‌هاي دسكتاپ و My Documents پر از فايلها و فولدرهايي شده‌اند كه بعضي را حتّي به ياد هم نمي‌آوريم. از چندصفحه‌اي شدن تعداد آيكونها كه بگذريم، اصلاً ذهنمان هم براي مديريت اين توده‌ي نامنظّم كم مي‌آورد.

بعدش هم عدّه‌اي از اين رفتار ما استفاده مي‌كنند و انواع برنامه‌هاي مديريت فايلهاي صوتي، عكس و چيزهاي ديگر مي‌سازند تا پولدار شوند. من خودم هيچ وقت اعتقادي به اين نوع برنامه‌ها نداشته‌ام. آدم اگر خودش نداند دارد چه كار مي‌كند ديگران هم نمي‌توانند اوضاعش را مرتّب كنند(عقيده‌ي شخصي). هر چند وقت يك بار مي‌نشينم و فايلها و فولدرهاي روي دسكتاپ و چند فولدر ديگرم را مرتّب مي‌كنم. اين اتّفاق معمولاً وقتي رخ مي‌دهد كه حدود يك‌سوّم تا نصف سطح دسكتاپم را آيكونهاي مختلف(فايل، فولدر، Shortcut) پوشانده‌باشند. معمولاً در حين انجام دادن اين كار متوجّه مي‌شوم كه چه كارهايي را بايد موقّتاً كنار بگذارم و چه كارهايي را بايد هرچه زودتر تمام كنم.

خلاصه اين كه نگذاريد اعداد فريبتان دهند. اگر ذهنتان از فرآيند انبار كردن فايلهاي كوچك عقب بماند، خالي ماندن قسمتي از هارد ديسك مسأله‌ي مهمّي به حساب نمي‌آيد. چيزهايي را بايد بايگاني كرد و لااقل از چرخه‌ي كارهاي جاري و كوتاه‌مدّت خارج كرد. من فايلهاي مربوط به اين نوع چيزها را لااقل از روي دسكتاپ به فولدرهاي مرتبط به آنها روي درايوهاي ديگر منتقل مي‌كنم. شايد اين مسأله به نظر شما بديهي بيايد، امّا من خيلي‌ها را ديده‌ام كه چيزي به اين سادگي را نمي‌توانند درك كنند.

بيان كلّي‌تر اين مسأله در قالب پديده‌ي Information Overloading انجام مي‌شود. اگر مايليد بيشتر در اين باره بدانيد، پيشنهاد مي‌كنم چند مقاله‌اي را كه بهروز نوعي‌پور تحت همين عنوان نوشته‌است و احتمالاً در سايت ماهنامه‌ي شبكه موجودند، بيابيد و بخوانيد.

برچسب‌ها:

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home