چهارشنبه، آذر ۲۲، ۱۳۸۵

آنها تابع آراي ما هستند؟

به نظر من انتخابات موقعيّت بسيار خوبي براي سنجيدن وضع واقعي يك مملكت از لحاظ پيشرفت اجتماعي است. البته اين جمله را به لحاظ محتوايي شما اين روزها مي‌توانيد هر لحظه از راديو تلويزيون ايران بشنويد و در زيرنويس‌ها بخوانيد. منظور من وجه ديگري از قضيه است.

براي هر نوع انتخابات، طبعاً افرادي بايد نامزد شوند كه مردم به آنها رأي دهند. اين خودش يك مرحله‌ي مهم از سنجش است. اين كه ببينيم چند نفر وارد گود مي‌شوند و يا به عبارتي چند نفر هستند كه خود را در حدّ و اندازه‌اي مي‌بينند كه بتوانند نقش كليدي در اداره‌ي يك شهر، مجلس قانون‌گذاري، يا يك مملكت(رياست جمهوري) داشته‌باشند، خودش ميانگيني از سطح شعور مردم آن جامعه را نشان مي‌دهد. اين كه در انتخابات رياست‌ جمهوري قبلي چند هزار نفر براي نامزدي ثبت‌نام كردند، خودش تا حدّ زيادي نشان دهنده‌ي پايين بودن شعور اجتماعي ما است(ببخشيد ها!). البته تعداد زياد ثبت‌نام‌كنندگان، همان طور كه احتمالاً به ياد داريد، زحمت برادران و خواهران شوراي نگهبان را زياد نكرد و به قوّت الهي توانستند در عرض كمتر از يك هفته آن چند نفري را كه حقيقتاً شايسته بودند انتخاب و تأييد صلاحيت كنند. انتخابات شوراها، به لحاظ اين كه آسان‌ترين شرايط تأييد صلاحيت را دارند، ميزان درك اجتماعي ما را آشكارتر محك مي‌زنند. ظاهراً فرصت تبليغات امشب تمام مي‌شود و همين الآن شهري كه قرار است با انتخاب شدن اين خانمها و آقايان از جانب ما، تبديل به گلستان و مدينه‌ي فاضله شود، الآن با صورتها و شعارهاي آنها زباله‌پوش شده. خدا را شكر كه شرط سطح تحصيلات را سخت‌تر كرده‌اند. در دوره‌ي اوّل انتخابات شوراها خوب يادم هست كه مثلاً يك نفر كانديد شده‌بود و در سوابق علمي و اجرايي خودش نوشته‌بود: فوق‌ديپلم لوله‌كشي، داراي مدرك نجات غريق و ... . به هر حال تعداد نامزدها خيلي بيشتر از چيزي است كه آدم بتواند به رشد فكري جامعه(و از جمله خودم) اميدوار باشد.

مسأله‌ي ديگر، شكل تبليغ‌ها است. البته طبيعي است كه وقتي آدمي وارد اين عرصه شد كه شايستگي لازم را ندارد، شعارهاي آبكي و كلّي بدهد، با ژست‌هاي مسخره عكس تبليغاتي بگيرد، سوابق و شايستگي‌هاي جعلي يا مضحك براي خودش علم كند و چيزهايي از اين دست. امّا مسأله اين است كه هر كس يك كمي(و نه بيشتر) سرش توي كار باشد، لابد مي‌داند كه جامعه‌ي ايران نسبت به شعارها(از هر نوعي) تقريباً بي‌حس شده. نسبت به وعده‌هاي عجيب و غريب هم همين طور. مثلاً تبليغ يك ائتلاف را ديدم كه ادّعا كرده‌بودند هر كسي را در دو سال صاحب خانه مي‌كنند. اگر آدم بخواهد كمي با احتياط و انصاف به اين نوع تبليغ‌ها فكر كند، در بهترين حالت ممكن است با خودش بگويد شايد واقعاً اينها يك طرح ابتكاري دارند كه چيزي را كه به نظر ناممكن مي‌رسد عملي كنند. امّا مسأله‌اي كه بلافاصله مطرح مي‌شود اين است كه منابع لازم را مي‌خواهند از كجا بياورند، در شرايطي كه منابع كشور تكليفشان معلوم است و تازه ممكن است تحريم خارجي هم در راه باشد.

زياد بودن تعداد نامزدها مي‌تواند خودش نشانه‌اي بر آزادي سياسي و اجتماعي نسبي در ايران انگاشته شود. امّا وقتي اين را در نظر داشته‌باشيم كه اكثر نامزدها در نهايت وقت و پول خودشان را به هدر داده‌اند و شانسي ندارند، شايد ديگر نتوانيم زياد خوش‌بينانه به قضيه نگاه كنيم. در بدترين حالت براي سيستم حكومتي، سياه‌لشكر نامزدهاي بي‌خرد و بدون شانس، مشتي دشمن بي‌خطر هستند و در اين چند روز هم نمايشي به خرج خودشان مي‌دهند كه نشانه‌ي آزادي مدني تلقّي خواهدشد.

اگر روزي را ديديم كه همين ميزان آزادي، در انتخابات مجلس يا رياست جمهوري وجود داشته‌باشد و به جاي تعدادي انگشت‌شمار، مثلاً 20 يا 50 نامزد رياست جمهوري تأييد صلاحيت شوند، آن وقت مي‌شود اميدوارتر بود.

در چند انتخابات اخير(مجلس، رياست جمهوري و انتخابات جمعه‌ي آينده كه انتخابات خبرگان، شوراها و (در بعضي مناطق)مياندوره‌اي مجلس است)، شكل تبليغات حكومتي از نظر روش تبليغات تغيير نسبتاً پيوسته‌اي داشته‌است. در بعضي از خيابانها و بزرگراه‌هاي تهران، شهرداري پوسترهاي بزرگي نصب كرده كه روي آنها نوشته شده: «ما تابع آراي ملّت هستيم. _ امام خميني». اگر اين جمله واقعاً از امام خميني است، چرا تاكنون به گوش و چشم ما نخورده بود؟ شعار غالب در انتخابات قبلي هميشه همان «ميزان رأي ملّت است» بود. ضمن اين كه در اين دوره، تبليغات مذهبي براي رأي دادن كاهش محسوسي داشته و كمتر مي‌شنويم كه شركت در انتخابات را «تكليف شرعي» اعلام كنند. حتّي شخصيتهاي مذهبي و مراجع ديني هم اين روزها شركت در انتخابات را به عنوان «واجب شرعي» اعلام نمي‌كنند، و صرفاً «مردم را دعوت به حضور پرشكوه در پاي صندوق‌هاي رأي مي‌كنند». مسأله‌ي ديگري كه به نظر من مهم است، اين است كه در تبليغات حكومتي اين دوره، كمتر از دوره‌هاي پيش به عمل رأي دادن جنبه‌ي «مبارزه» و مقابله با «تهديد دشمنان» مي‌دهند.

اينها، بر خلاف تعداد زياد نامزدها و تبليغات مسخره و بيهوده‌شان، به نظر من نشانه‌هاي خوبي هستند. اگر اين تغيير روشها از جانب حكومت، واقعاً از روي درك و شعور سياسي باشد و نه فقط به طمع پر كردن صندوقها، بايد گفت كه اتّفاقات خوبي هستند.

اميدوارم فيلتر شدن تعداد زيادي از سايتها و سرويسها در روزها اخير، از جمله فيلتر شدن دوباره‌ي بلاگ ‌رولينگ، در جهت تمهيدات دولت مهرورز و عدالت‌گستر احمدي‌نژاد در آستانه‌ي انتخابات نباشند، هر چند كه از جهت ديگر اميدوارم چنين باشد تا لااقل بعد از انتخابات اين فيلترينگ مسخره كمي سبك‌تر شود و بتوانيم كمي نفس بكشيم.

رأي نياوردن حاميان احمدي‌نژاد و مهمتر از همه خواهرش، مي‌تواند نشانه‌ي مثبت ديگري باشد. اميد كه چنين شود.

برچسب‌ها:

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home