یکشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۵

علم بي عمل

همان طور كه مستحضر هستيد، رشته‌ي تحصيلي اين جانب فيزيك، و شاخه‌ي گرايشي من هم ذرّات بنيادي نظري است. ايران يكي از كشورهاي دنيا است كه كار تجربي در ذرّات بنيادي در آن معني ندارد، مگر در شاخه‌هايي كه به اختر‌فيزيك يا تابشهاي كيهاني مربوط باشند. ابزار اصلي پژوهش تجربي در فيزيك ذرّات بنيادي شتا‌ب‌دهنده‌ها(و البته آشكارسازها) هستند. ايران شتاب‌دهنده دارد، امّا در مقايسه با شتاب‌دهنده‌هاي متوسّط به بالا در جهان امروز، شتاب‌دهنده‌اي كه در اختيار سازمان انرژي اتمي است بسيار كوچك و ضعيف محسوب مي‌شود.

من تا همين اواخر با خودم فكر مي‌كردم كه در اختيار نداشتن ابزار تحقيق تجربي، براي كار نظري در اين رشته مشكل مهمّي محسوب نمي‌شود، چون نتايج تحقيقات تجربي به سادگي منتشر مي‌شوند و به لطف اينترنت تقريباً تفاوتي از جهت بهره‌مندي از اين نتايج ميان كشورهايي مثل ايران و آمريكا وجود ندارد.
شتاب‌دهنده‌اي كه در اختيار سازمان انرژي اتمي ايران است، فضايي در حدود يك اتاق را اشغال مي‌كند. اطّلاعات فنّي مربوط به اين ماشين را به ياد ندارم، امّا تا جايي كه مي‌دانم، از آن براي تحقيقات فيزيك هسته‌اي يا ذرّات بنيادي استفاده نمي‌شود، بلكه به تحقيقات پزشكي و كشاورزي اختصاص يافته. براي نمونه، با استفاده از اين دستگاه نمونه‌هاي آفت‌زده‌ي نخود را پرتودهي مي‌كنند و آفتها را مي‌كشند(لابد به سفارش بخشداري برره). مطمئنّاً استفاده از چنين دستگاهي براي مقاصد تحقيقاتي فيزيك ذرّات بنيادي يا حتّي فيزيك هسته‌اي(كه با انرژي‌هاي پايين‌تري سر و كار دارد) در نگاه اوّل مضحك به نظر مي‌رسد. كافي است سري به سايتهاي مراكز تحقيقات تجربي فيزيك ذرّات بنيادي در آمريكا و اروپا و ژاپن بزنيد و عكسهاي هوايي شتابدهنده‌هاي چندين كيلومتري آنها را ببينيد تا متوجّه حرف من بشويد. امّا آموزش چطور؟ اگر قرار باشد تعدادي از دانشجوهايي كه از ايران براي ادامه‌ي تحصيل به خارج از كشور مي‌روند، انگيزه‌اي براي تحقيقات تجربي در حوزه‌ي فيزيك شتابدهنده‌ها داشته‌باشند، چطور بايد زمينه‌ي فكري لازم را براي اين جهت‌گيري تحصيلي و مطالعاتي پيدا كرده‌باشند؟ از طرف ديگر نمي‌شود به طور قطعي گفت كه استفاده‌ از چنين دستگاهي براي تحقيقات فيزيكي به طور كامل ناممكن است. بسياري از نتايج حيرت‌آور و بنيادي در دوران طلائي فيزيك ذرّات بنيادي، بين 30 تا 40 سال پيش، با استفاده از شتابدهنده‌هاي آن زمان كه هر كدام در يك اتاق جا مي‌شده‌است به دست آمده يا مورد آزمايش قرار گرفته‌اند. در ضمن آزمايشهاي پديده‌هايي در انرژي‌هاي كم اين روزها مورد توجّه ويژه هستند و احنمالاً با استفاده از همين شتاب‌دهنده هم مي‌شود تحقيقاتي انجام داد كه ارزش تحقيقاتي قابل ملاحظه داشته‌باشند.
يكي دو سال پيش كه در فكر انتخاب دانشگاه براي مقطع فوق‌ليسانس بودم، حرفهايي شنيدم درباره‌ي اين كه قرار است يك شتاب‌دهنده‌ي خطّي براي تحقيقات فيزيكي در اطراف اصفهان ساخته شود. از آن موقع تا به حال هنوز خبري در اين مورد نشنيده‌ام و اصلاً نمي‌دانم چنين پروژه‌اي شروع شده يا نه. امّا خبر نسبتاً اميدواركننده اين است كه ايران در حال ساختن يك يا چند رصدخانه‌ است كه برنامه‌ي نسبتاً دقيقي براي كارهاي تحقيقاتي كه قرار است در آنها انجام شود تدوين شده است.

مسأله‌ي اصلي اين است كه هيچ كشوري بدون داشتن زيرساختهاي محكم در علوم بنيادي نمي‌تواند پيشرفت قابل ملاحظه‌اي در درازمدّت داشته‌باشد(همان چيزي كه مردم ياد گرفته‌اند و دائم تكرار مي‌كنند: «توسعه‌ي پايدار») و خطر توجّه نكردن به علوم بنيادي براي كشوري مثل ايران كه پول نفت از يك طرف و بنيادگرائي ديني هم از همان طرف، عوامل رخوت‌زا در فضاي فكري جامه‌اش هستند شديدتر است. براي توسعه‌ي علوم بنيادي هم بايد آدمهايي كه ارزش اين مسأله را مي‌دانند، براي مدّت طولاني برنامه‌ريزي كنند و بودجه جذب كنند. امّا يك نكته‌ي مهم هم اين است كه حتّي در توسعه‌ي علوم بنيادي هم رشد سرطاني معني دارد. يعني اگر فقط بودجه‌اي محدود صرف دانشگاهها و پژوهشكده‌هايي شود كه به تحقيقات نظري مشغولند، و توجّهي به كارهاي تجربي و آزمايشگاهي نشود(كه لااقل از نظر اجرايي و مالي بسيار سخت‌تر هستند)، در نهايت چيز زيادي عايد مملكت نمي‌شود، بلكه همان تحقيقات نظري هم به سرعت به بيراهه مي‌روند.

چه اشكالي دارد كه مثلاً يك يا دو روز در هفته، كار شتاب‌دهنده‌ي سازمان انرژي اتمي به آموزش دانشجوهاي مقطع ليسانس و فوق‌ليسانس اختصاص پيدا كند تا حدّاقل تصوّري از اين كه يك شتاب‌دهنده واقعاً چي هست و كار كردن با آن چه معنايي دارد براي من نوعي حاصل شود؟ فكر مي‌كنم اگر چنين برنامه‌اي اجرا شود در ميان مدّت نتايج خيلي مهمّي در تحقيقات علمي و تفكّر پژوهشي در دانشكده‌ها و پژوهشگاه‌ها ببينيم. امّا بعيد مي‌دانم كسي در ايران اين طرح را بپسندد. پس اصلاً براي چي اينجا نوشتمش؟ خوب، شايد چون فكر مي‌كنم ايده‌ي خوبي باشه. كافي نيست؟

1 Comments:

At چهارشنبه, آبان ۰۳, ۱۳۸۵ ۳:۵۹:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous SoloGen said...

البته که ایده‌ی خیلی خوبی است!
اما چه انتظاری می‌توان داشت؟
نمی‌گویم نباید امید داشت. باید امید داشت. احتمال این‌که حتی چنین اجازه‌ای هم بگیرید وجود دارد (چطوری؟ فلان آشنای فلانی که شخص پر نفوذی است از طریق فلانی به فلانی می‌گوید و غیره! یک نتیجه‌ی کاملا منجر شده از روابط آدم‌ها و ریش‌گرو گذاشتن‌ها و غیره) اما آیا مسیرمان درست است؟
کدام مسیر؟ همان مسیر به قول همه(!)‌توسعه‌ی پایدار. اصلا پژوهش در ایران چه معنایی دارد؟
نمی‌گویم در ایران پژوهش خوب انجام نمی‌شود. می‌شود. اما این پژوهش به خاطر نیاز هیچ‌کس نیست جز علاقه‌ی یک سری استاد و دانش‌جو به دانستن بیش‌تر. طبیعی است در این حالت پول‌های هنگفت نه از دولت به جایی واریز می‌شود و نه از صنعت. نتیجه این است که پیش‌رفت علم قطره‌ای خواهد بود!

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home