یکشنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۵

شب بيداري

مرض شب‌بيداري من دوباره عود كرده. بعد از چند شب تقلّا كردن تا سحر و خوابيدن بعد از سحر تا اذان ظهر به افق تهران، ديگر تسليم شده‌ام. علّتش (بخوانيد بهانه‌ام) بيشتر ماه رمضان است و روزه‌ي جسماني كه كار كردن در طول روز را سخت مي‌كند. پس به مملكت شب مي‌گريزم كه در اينجا پادشاهم! شب، آرام و خلوت است. كسي در اتاقت را نمي‌زند، رفت و آمدي نيست، و در ضمن شكم بي‌هنر هم بهانه دستت نمي‌دهد. من تا صبح بيدارم. مي‌دانم براي سلامتي بد است ولي از پس خودم برنيامدم.

1 Comments:

At دوشنبه, مهر ۱۷, ۱۳۸۵ ۲:۳۳:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous Mahdi said...

دلت هم بخاد که یکی در اتاقت -اطاقت رو بزنه

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home