جمعه، مهر ۱۴، ۱۳۸۵

بتهوون، كارايان، موتر

گاهي پيش مي‌آيد كه چند روزي نمي‌توانم درست كار كنم. تمركز ندارم، بي‌حوصله مي‌شوم و اين وضع كه غالباً موقّتي است چند روزي طول مي‌كشد. حس مي‌كنم هيچ دليلي براي انجام دادن هيچ كاري ندارم. وقتي شروع مي‌شود نمي‌دانم كه شروع شده، تا اين كه به نيمه‌ي خود مي‌رسد. به هر حيله‌اي متوسّل مي‌شوم كه بتوانم روزي دو سه ساعت را به كارهاي عادّي يك دانشجو بپردازم، بقيه‌ي چيزها به كنار. امّا نمي‌شود. عاقبت به نقطه‌ي اوج عذاب مي‌رسم و بعد بدون آن كه بفهمم چرا، حس مي‌كنم تمام شده.

در اين وقت مي‌دانم كه بايد به سراغ چيزي بروم كه بتوانم پايان عذاب را با آن جشن بگيرم. معني‌دارترين صدايي كه تابه‌حال شنيده‌ام كنسرتو ويولون بتهوون با اجراي كارايان- موتر است. درباره‌اش هرچه بگويند و بنويسند كم است. در پايان دوره‌هاي بي‌حوصلگي و بيچارگي محض بايد يك بار از اوّل تا آخرش را گوش كنم. وقتي تمام شد دوباره مطمئن شده‌ام كه دنيا دليلي براي بودن دارد و زندگي به زندگي كردنش مي‌ارزد، علي‌رغم هرچه عذاب و بيهودگي كه بايد تحمّل كرد.

كنسرتو ويولون بتهوون با همه‌ي كنسرت ويولونهاي ديگر فرق دارد. عجيب آن است كه با همه‌ي آثار ديگر بتهوون هم متفاوت است. با حمله و هشدار مهيب شروع نمي‌شود، شروعش از هر هيجاني تهي است. با تأمّلي عميق و بسيار محتاطانه شروع مي‌شود. موومان اوّلش چيزي در حدود بيست و هفت دقيقه طول دارد. دو موومان اوّل از هيجاناتي كه غالباً در فرم كنسرتو(آن هم در دوره‌ي بتهوون) سراغ داريم تهي است. آتش‌بازي‌هاي تكنيكي، پاساژهاي نفس‌گير و يا تكنيكهاي خيلي خاصّ نوازندگي ويولون در كلّ اين دو موومان نيست. در عوض روايتي از انديشه‌ها و نگاههاي ژرف است كه با پيوستگي حيرت‌آوري امتداد مي‌يابد. نوازنده‌اي كه اين دو موومان را به خوبي اجرا كند نه تنها تكنيك بالا، بلكه درك بسيار عميقي از موسيقي را بايد به عرصه‌ي اجرا بياورد. من اجراهاي زيادي از اين كنسرتو نشنيده‌ام، امّا اجراهايي از بزرگاني مانند فرانچسكاتي و اويستراخ را شنيده‌ام كه به نظرم بيشتر بر تكنيك آن اساتيد استوار بوده. اجراي هايفتز از اين اثر بسيار معروف است كه متأسّفانه نيافته‌ام كه بشنوم. موومان دوّم از موومان نخست هم فضاي آرام‌تري دارد. البته اين يك سنّت در فرم كنسرتو است كه موومان مياني روندي آهسته‌تر و گاه تغزّلي داشته‌باشد، امّا در كنسرتو ويولون بتهوون خود موومان اوّل با آن كه افت و خيزهاي متعدّد دارد، مجموعاً روالي آهسته‌تر و متفكّرانه نسبت به غالب كنسرت ويولونها دارد. دو موومان نخست مجموعاً در حدود چهل دقيقه به طول مي‌انجامند و موومان دوّم به موومان آخر پيوسته است(مثل موومانهاي سه و چهار سمفوني پنجم بتهوون). موومان سوّم بر خلاف دو موومان قبلي از ابتدا تا انتها با يك تم بسيار آهنگين و نسبتاً تند به پيش مي‌رود و در انتها نيز يكي دو پاساژ نفس‌گير دارد. اين موومان گويي نتيجه‌ي تأمّلات دو موومان پيش از خود را بيان مي‌كند كه شادماني و سبكباري بسيار لذّت‌بخشي است. در موومان سوّم شاهد گفتگوي متوالي ويولون و اركستر هستيم و اين موومان در اوج روندگي و نشاط اين گفتگو، با حركتي روان و مطمئن به پايان مي‌رسد.

كنسرت ويولون بتهوون گويي روايت انديشه‌ها ، ترديدها، تلاشها و مكاشفات دروني وي و مناظره‌اي است كه ذهن بيدار او با خودش انجام مي‌دهد و نهايتاً به شادي متفكّرانه‌اي ختم مي‌شود كه كمتر رگه‌اي از سرمستي و غفلت در آن ممكن است ديده شود.

شنيدن اين اثر تجربه‌ي بي‌نظيري براي من بوده و هست. امشب بار ديگر به شنيدنش محتاج شدم و با لذّت از ابتدا تا انتهايش را ديدم و شنيدم. دوست دارم يك روز بتوانم خودم نواختنش را بيازمايم و اين شايد آرزويي دست‌نيافتني باشد.

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home