دوشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۸۵

سانسور سخت‌افزاري

گاهي مي‌بينم حكومت كارهايي انجام مي‌دهد كه نمي‌دانم درست است يا نه، نمي‌دانم از انجام دهندگان آن كار ناراحت باشم يا راضي و حتّي سپاسگزار. فقط مي‌دانم كه از خشونتي كه در انجام دادنش هست منزجزم، امّا شايد اين همان آهن داغ بقراط باشد و من ندانم. و بعدش خدا را شكر مي‌كنم كه من در جايگاه مجري يا دستوردهنده‌ي آن كارها نيستم و لازم هم نيست كه باشم.

يكي از اين كارها ديروز دامنه‌اش به اطراف خانه‌ي ما رسيد. چندين سرباز و افسر پليس به همراه چند «لباس شخصي» آمدند، وارد تمام ساختمانهاي اطراف خانه‌ي ما شدند و هر آنتن ماهواره‌اي كه پيدا كردند، كندند و بردند. قيچي‌هاي دسته‌بلند فلز‌بُري در دست سربازهايي بود كه به بام ساختمانها مي‌رفتند و لابد از آنها براي بريدن كابل و LMB متّصل به ديشها استفاده مي‌كردند. به ساختمان ما نيامدند. ساختمانهاي اطراف به بام ما مشرف هستند و احتمالاً از همانجا ديدند كه ديش ماهواره نداريم. روبروي خانه‌ي ما يك قواره زمين خالي هست. آنتنهاي كنده‌شده را در آنجا تلمبار كردند. تعداد غنائم حيرت‌آور بود. چند وانت و كاميون به ترتيب آمدند و سربازها لاشه‌هاي آنتنها را بار زدند. تعدادي از همسايه‌ها در خيابان جمع شده‌بودند و تماشا مي‌كردند. ميليونها تومان پول بي‌زبان در چند دقيقه تبديل به قراضه شد و حالا داشت بارگيري مي‌شد و اين تازه ظاهر كار بود. خيلي‌هاشان لابد به برنامه‌هاي آن طرف آب خو كرده‌اند و برنامه‌هاي خاصّي را هر روز مي‌ديدند و حالا بايد در خماري سير كنند.

نمي‌دانم كه مجموعه‌ي اين عمليات فايده‌اي هم دارد يا نه، امّا مي‌دانم كه اگر هدف اين است كه مردم برنامه‌هاي آن طرف آب را نبينند و به جايش تلويزيون ضرغامي را نگاه كنند، اين كارها كاملاً بي‌فايده است، و بلكه اثر معكوس دارد.

من كه فعلاً روزه‌ي عقلاني گرفته‌ام و سعي مي‌كنم اصلاً تلويزيون نگاه نكنم، امّا اگر بساط ماهواره داشتيم بدم نمي‌آمد يك ساعتي در روز را به آن اختصاص بدهم و مخصوصاً يكي دو تا از برنامه‌هاي خبري خوب را ببينم. اين را هم گفتم كه اداي بچّه مثبت‌ها را در نياورده‌باشم!

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home