جمعه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۵

اوّل مهر

تابستان تمام شد. فردا اوّل مهر است. بيستمين سالي است كه اوّل مهر شروع سال كاري من محسوب مي‌شود. كلاس ندارم و فقط روي پايان‌نامه‌ام كار مي‌كنم، امّا اين تشويش روز و روزهاي اوّل با من است. دليل نمي‌خواهد انگار. جزئي از طبيعتم شده. اوّل مهر بدنم خود به خود آدرنالين اضافي توليد مي‌كند. مي‌ترسم يك روز كه دانشجو نباشم، باز هم اوّل مهر شود و اين تشويش رهايم نكند. اين ترس از ترسيدن خودش بلاي مضاعف ديگري است.

از آن سخنراني‌هاي پوچ و طولاني مدير مدرسه‌ها كه مي‌خواهند هر طور شده دانش‌آموزها را به خيال خودشان مجذوب و مقهور كنند نفرت دارم. از آن مراسم كذائي رئيس‌جمهور بدم مي‌آيد. چه معني دارد كه دخترها و پسرها را اوّل صبح بيش از يك ساعت سر پا نگه دارند براي اين نمايش‌هاي پوشالي؟ فقط يك مدير داشتيم كه اين روز اوّل حرفهاي به درد بخور مي‌زد، يا همان حرفهاي هميشگي را طوري مي‌گفت كه با بقيه فرق داشت. او هم عمرش به دنيا نبود. خدا رحمتش كند باقر دزفوليان را، كه مدرسه ما را دوباره رونق و آبرو داده‌بود.

هنوز هم اوّل مهر را دوست دارم. شور و شوق كودكانه و نوجوانانه دانش‌آموزها را كه مي‌بينم، و به ويژه وقتي حس مي‌كنم هنوز مي‌توانم خودم را در زمره‌ي آنها به حساب بياورم، به دنيا اميدوار مي‌شوم. نوزده سال تمام شد كه در اين مسيرم و خيال كناره‌گيري هم ندارم. شايد ترسم از تهديدهاي چپ و راستي است كه ادامه‌ي اين مسير را با امّا و اگر همراه مي‌كنند: سربازي، كار، پذيرش گرفتن براي دكترا، احمدي‌نژاد و شيرين‌كاري‌هايش، وثيقه خروج از كشور، تنبلي و ... . شايد آن ترس قديمي هنوز با من است كه نگران بودم نتوانم اين راه را ادامه دهم يا شايد از آن منصرف شوم.

از استاد بزرگوارم، دكتر گوشه، اجازه گرفته‌ام كه از كلاسهاي نظريه ميدانهاي كوانتومي 2 كه مثل هر سال درس مي‌دهد استفاده كنم. سال قبل به خاطر اين كه كتاب در دسترسم نبود و به خاطر لج‌بازي ريشه‌دارم كه جزوه مي‌نويسم و نمي‌خوانم، نتوانستم از اين كلاس بهره‌ي لازم را ببرم. امسال اگر خدا بخواهد جبران مي‌كنم. دكتر از روي اين كتاب درس مي‌دهد كه در كتابخانه‌هاي ايران ناياب است. كتاب خودش را هر سال به زيراكس دانشكده مي‌داد كه براي شاگردانش كپي كنند. سال قبل اين كار به اشكال خورد و تا دو ماه از ترم رفته كتاب نبود. امسال نسخه‌ي اسكن شده كتاب را روي اينترنت پيدا كرديم و ديگر نيازي به اين كار نيست.

روي پايان‌نامه‌ام هم كار مي‌كنم و اميدوارم اين ترم تمامش كنم. تا ببينيم چه مي‌شود.

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home