چهارشنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۸۵

زن مدرن ايراني

چه جالب است كه آدم در يك روز دو متن بخواند با شرحي كه در پست قبل نوشتم: كه افكار چند ساله‌ي آدم را يكي ديگر كه بيان و ذهن پخته‌تري دارد، موجز و مؤثّر بيان كند. با اين كه خوابم مي‌آمد گفتم كه نوشتنش در اينجا كار امروز است، نه فردا. به خانم‌ها برنخورد، اين بيان مشكل است نه محكوم كردن نصف جامعه و تبرئه‌ي نصفه‌ي ديگر، يا لااقل منظور من از آوردنش در اينجا تخطئه و تحقير نيست.

«تاريخچه‌ي اختراع زن مدرن ايراني بي‌شباهت به تاريخچه‌ي اختراع اتومبيل نيست. با اين تفاوت كه اتومبيل كالسكه‌اي بود كه اوّل محتوايش عوض شده‌بود (يعني اسب‌هايش را برداشته و به جاي آن موتور گذاشته‌ بودند) و بعد كم‌كم شكلش متناسبِ اين محتوا شده‌بود و زن مدرن ايراني اوّل شكلش عوض شده‌بود و بعد، كه به دنبال محتواي مناسبي افتاده‌بود، كار بيخ پيدا كرده‌بود. (اختراع زن سنّتي هم، كه بعدها به همين شيوه صورت گرفت، كارش بيخ كمتري پيدا نكرد). اين طور بود كه هر كس، به تناسب امكانات و ذائقه‌ي شخصي، از ذهنيّت زن سنّتي و مطالبات زن مدرن تركيبي ساخته‌بود كه دامنه‌ي تغييراتش، گاه، از چادر بود تا ميني‌ژوپ. مي‌خواست در همه‌ي تصميم‌ها شريك باشد امّا همه‌ي مسئوليّت‌ها را از مردش مي‌خواست. مي‌خواست شخصيتش در نظر ديگران جلوه كند نه جنسيتش امّا با جاذبه‌هاي زنانه‌اش به ميدان مي‌آمد. ميني‌ژوپ مي‌پوشيد تا پاهايش را به نمايش بگذارد امّا، اگر كسي به او چيزي مي‌گفت، از بي‌چشم و رويي مردم شكايت مي‌كرد. طالبِ شركتِ پاياپاي مرد در امور خانه بود امّا در همان حال مردي را كه به اين اشتراك تن مي‌داد ضعيف و بي‌شخصيت قلمداد مي‌كرد. خواستار اظهار نظر در مباحث جدّي بود امّا براي داشتن يك نقطه‌نظر جدّي كوششي نمي‌كرد. از زندگي زناشويي‌اش ناراضي بود امّا نه شهامت جدا شدن داشت، نه خيانت. به برابري جنسي و ارضاي متقابل اعتقاد داشت امّا، وقتي كار به جدايي مي‌كشيد، به جواني‌اش كه بي‌خود و بي‌جهت پاي ديگري حرام شده‌بود تأسّف مي‌خورد.»

رضا قاسمي، همنوائي شبانه‌ي اركستر چوبها- صفحه 86

تهران_ نشر اختران_ 1384

1 Comments:

At پنجشنبه, مهر ۰۶, ۱۳۸۵ ۱۲:۴۳:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous ناشناخته ها said...

من هم این را چند ماه پیش در آن کتاب خواندم، و انصافا کلی حقیقت درش هست. این تناقض هایی که از کودکی در ذهن و وجود ما کاشته اند کلی کشمکش درونی و ناراحتی را سبب شده. لازمست که این جنیه های روانی طرز تربیت مرد و زن در این فرهنگ بیشتر شکافته شود چرا که کلی از نابسامانی های اجتماعی مان از همین نقطه ضعف ها ناشی می شوند.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home