جمعه، مهر ۰۷، ۱۳۸۵

اين دهان بستي دهاني باز شد

تا خورنده لقمه هاي راز شد

لب فرو بند از طعام و از شراب

سوي خوان آسماني کن شتاب

گر تو اين انبان ز نان خالي کني

پر ز گوهرهاي اجلالي کني

طفل جان از شير شيطان باز کن

بعد از آنش با ملک انباز کن

چند خوردي چرب و شيرين از طعام

امتحان کن چند روزي در صيام

چند شبها خواب را گشتي اسير

يک شبي بيدار شو دولت بگير

مولوي

1 Comments:

At سه‌شنبه, مرداد ۲۶, ۱۳۸۹ ۲:۰۶:۰۰ بعدازظهر, Anonymous م.ي said...

اين شعر با نواي استاد شجريان...
معركه است،‌فوق العاده است.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home