سه‌شنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۸۵

ضمن عرض سلام مجدّد

دو سه هفته‌اي دنبال كارهاي اداري و شبه‌اداري بودم. اين كه اين كارها چه بود و به چه نتيجه‌اي بايد منتهي مي‌شد را بعداً مي‌نويسم. بعد هم بلافاصله آخر هفته پيش طبق قرار قبلي با دوستان عازم مسافرت شمال شديم و روي سر دو دوست ديگر كه شمالي هستند (و البته روي سر خانواده‌هاي محترمشان) خراب شديم. يكشنبه صبح برگشتيم و ظهر به تهران رسيديم. از دوشنبه صبح همان كارهاي دو سه هفته اخير دوباره شروع شد. خدا آخر و عاقبت ما را ختم به خير كناد. دچار سرماخوردگي و كوفتگي مزمن هم شده‌ام ولي وقت درمان شدن اساسي را ندارم!
غرض
اين كه سر نزدن به اينجا از تنبلي نبود، بلكه از تراكم كارهايي بود كه اتّفاقاً تجربه‌اي هم در آنها نداشتم. اگر هنوز به اينجا سر مي‌زنيد و برفك مي‌بينيد، به گيرنده‌هايتان دست نزنيد. فرستنده تعطيل بوده. در ضمن لطفاً گيرنده‌هايتان را خاموش نكنيد!

1 Comments:

At سه‌شنبه, شهریور ۲۱, ۱۳۸۵ ۱۱:۳۹:۰۰ بعدازظهر, Anonymous ناشناخته ها said...

مصطفای عزیز، ممنون

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home