چهارشنبه، مرداد ۱۸، ۱۳۸۵

عواقب جنگ ناشيانه

جنگ در جنوب لبنان وارد مرحله‌ي فرسايشي شده. اوضاع بي‌شباهت به جنگ ايران و عراق نيست. صدّام گفته‌بود كه در يك روز ايران را اشغال مي‌كند. هشت سال گذشت و نهايتاً مجبور به عقب‌نشيني تحقير‌آميزي شد. اسرائيل هم بر اساس تجارب قبلي خود با اعراب انتظار داشت كه حدّاكثر در يك هفته لااقل جنوب لبنان را تصرّف كند، امّا با گذشت نزديك به يك ماه هنوز نه پيشرفت چشمگيري داشته و نه چشم‌انداز روشني در برابر خود دارد. من دقيقاً نمي‌دانم در كشورهاي غربي چه تصويري از صهيونيست‌ها وجود دارد، امّا اين را مي‌دانم كه يهودي‌ها به طور كلّي و صهيونيست‌ها به طور خاص، در طول چندين دهه تلاش زيادي كرده‌اند كه تصوير مطلوبي از خودشان در جهان بسازند: يك قوم مظلوم و كم‌توقّع، باهوش و بانشاط. قومي كه حقّش را مي‌خواهد و نه بيشتر. اين تصوير غلط را با تربيت افراد برجسته در رشته‌هاي علمي، صنعتي و فرهنگي مختلف، تبليغات فراوان و هوشمندانه و سرمايه‌گذاريهاي كلان و ايجاد انحصار رسانه‌اي تبليغ كرده‌اند. فكر مي‌كنم بيشتر مردمي كه در سطح جهان با رسانه‌ها سر و كار دارند مي‌دانند كه بسياري از خبرگزاري‌ها، شركتهاي بزرگ فيلم‌سازي و كانالهاي تلويزيوني در دست يهودي‌ها هستند. كار تبليغاتي آنها پيچيده و حجيم و البته موذيانه است و به عقيده‌ي من اين تبليغات و تصوير‌سازي‌ها بيشتر از ارتش اسرائيل در بقاء و قوام رژيم صهيونيستي اثر داشته‌اند.

جنگي كه الآن در جريان است بدترين ضربه‌ها را به اين سيستم تبليغاتي مي‌زند و چهره‌اي را كه در طول چندين دهه از موم ساخته شده به سرعت آب مي‌كند. باز هم تأكيد مي‌كنم كه از ميزان تأثير اين تبليغات چندان اطّلاعي ندارم، امّا اين تأثير هر قدر هم كه بوده باشد در حال ضعيف شدن است. در شهرهاي مختلف اروپا و حتّي آمريكا تظاهرات و تجمّعهاي كوچك و بزرگ در اعتراض به جنگ برگزار مي‌شود. تصاوير وحشتناك قربانيان جنگ كه از كانالهاي تحت كنترل يهودي‌ها پخش نمي‌شود، در دستهاي تظاهركنندگان است. از سوي ديگر جهت‌گيري فكري اين تجمّعات از ضدّيّت بي‌طرفانه با جنگ در حال چرخش به سمت جانبداري از مقاومت حزب‌اللّه و شخص سيّد حسن نصر‌اللّه است. تصاوير او و پرچم حزب‌اللّه را در كنار پرچم لبنان در دست تظاهر كنندگان همه‌ي كشورها مي‌بينم. در چند روز اخير از اخباري كه خبرگزاري‌هاي خارجي منتشر مي‌كنند كم‌كم دارم به اين نتيجه مي‌رسم كه اسرائيل فقط دشمن منفور فلسطين و لبنان و كشورهاي عربي و اسلامي نيست. حس مي‌كنم غربي‌ها هم ته دلشان چندان دل خوشي از اين قوم سرگردان ندارند و حالا كه اسرائيل در برابر نيروهاي حزب‌اللّه كم آورده، آنها هم كم‌كم جرأت پيدا مي‌كنند طرف اسرائيل را نگيرند، يا دست‌كم محكم نگيرند. اگر اوضاع به اين ترتيب ادامه پيدا كند، بايد گفت كه شل شدن بعضي از صداها در غرب در جانبداري مطلق از اسرائيل، مرحله‌ي اوّل در از دست رفتن نفوذ و اعتبار صهيونيست‌ها است، هرچند براي ديدن عيان اين ماجرا بايد كمي صبر كرد و دقيق بود.

مردم لبنان روزانه قرباني مي‌شوند. آمار تلفات از تلويزيون دولتي ايران اعلام نمي‌شود و فقط مواردي كه اثرگذاري عاطفي شديد دارند را مي‌گويند. مثلاً ديروز خبر كشته شدن دو نوزاد را در يك حمله‌ي هوائي اسرائيل دادند: يكي دو روزه و ديگري دو ماهه. هر روز هم خبر مي‌دهند كه تمام اعضاي يك خانواده‌ي مثلاً هفت نفري در يك حمله‌ي هوائي شهيد شده‌اند. با اين حال به نظر مي‌رسد كه مردم لبنان خودشان را نباخته‌اند و مصمّم به شكست دادن دشمنشان هستند. صداهاي مصلحت‌طلب هر روز از هر گوشه بلند است كه با اسرائيل كنار بياييد تا مردم كمتري از هر دو طرف كشته شوند، امّا ظاهراً اين بار كه يك نيروي غيردولتي در برابر اسرائيل ايستاده همه فهميده‌اند كه «مشكل كشورهاي اسلامي از حكّام فاسد آنها است» و بر اين اساس اكثر لبناني‌ها هم تصميم بر مقاومت دارند. هيچ ملّتي ذلّت را نمي‌پسندد، به ويژه هنگامي كه خود را در موضع عزّت و افتخار ببيند. ممكن است ما بگوئيم جنگ‌طلبان از احساسات مردم سوءاستفاده مي‌كنند و سوار بر اين موج احساسات به دنبال منافع خود و تثبيت قدرت هستند، امّا پذيرفتن خواسته‌هاي اسرائيل و آمريكا از سوي لبنان در شرايط كنوني يك خطاي واضح است.

مهمترين بازنده‌ي اين جنگ تا اينجا اسرائيل بوده، حتّي اگر كاملاً از موضع غيرعقيدتي به واقعه نگاه كنيم. اوضاع داخل اسرائيل ناآرام و ناامن است و اين براي يك كشور صنعتي‌شده كه بر مبناي امنيّت تضمين‌شده به وجود آمده و بر اين اساس شهرونداني براي خود از اطراف عالم گرد آورده، به معني ايست قلبي است. اين ناامني ادامه خواهد داشت، زيرا شهروندان صهيونيست ديگر نمي‌توانند از ايمني شهرها و شهركهاي خود در صورت بروز كشمكشهاي مرزي در آينده مطمئن باشند، حتّي اگر لبناني‌ها حاضر شوند شرايط آمريكا و اسرائيل را بپذيرند. موشكهاي حزب‌اللّه در داخل اسرائيل امنيّت رواني باقي نگذاشته‌اند و اين توان تسليحاتي احتمالاً در آينده تقويت هم خواهدشد. در برابر، بسياري از مردم لبنان كشته و مجروح شده‌اند يا خانه‌ي آنها در بمبارانها نابود شده، امّا آنها عادت به عافيت نداشته‌اند و سابقه‌ي اين ناامني‌ها را در مقياسهاي مختلف داشته‌اند. به همين دليل است كه شهروندان اسرائيلي خواهان اتمام سريع جنگ هستند و پشت دولت تازه‌كارشان را خالي‌كرده‌اند، امّا در برابر مردم لبنان پشتيبان حزب‌اللّه هستند. اين روزها در تلويزيون بسيار ديده‌ام لبناني‌هايي را كه خانه و زندگي خود را از دست داده‌اند و در برابر دوربين با حرارت مي‌گويند همه‌ي اينها فداي سيّد حسن، فداي خاك قدم جنگجويان حزب‌اللّه و ... و در عين حال دولت و ارتش لبنان وارد جنگ نشده‌اند. بايد گفت كه اين جنگي است ميان دولت اسرائيل است و ملّت لبنان. اگرچه پشتيباني آمريكا و اروپا از اسرائيل بسيار گسترده است، امّا همه‌ي اين پشتيباني‌ها براي يك دولت جايگزين حمايت ملّتش نمي‌شود.

به نظر مي‌رسد نهايتاً نتيجه‌ي اين جنگ به ضرر اسرائيل باشد، امّا اين كه ميزان اين ضرر چقدر است، بايد صبر كرد و ديد. در عين حال از خدا مي‌خواهيم جنگ هرچه زودتر تمام شود و خسارات مالي و انساني آن محدودتر باشد.

1 Comments:

At شنبه, مرداد ۲۱, ۱۳۸۵ ۴:۵۲:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger تکه پاره ها said...

لازم ميدانم در مورد مطالبي كه اينجا نوشته ايد عقايد خودم را مطرح كنم چرا كه فكر ميكنم استدلاهايتان در برخي موارد دور از واقعيت است. اولا بگويم كه با واكنش دولت اسرائيل كاملا مخالفم. بسيار خشن عمل كرده
و به جاي اين كه مسببان اصلي را هدف قرار دهد مردك بيگناه لبنان را هدف قرار داده است. اما چرا اين سوال را از خود نميپرسيد كه آغاز كننده اين جنگ كه بود . شايد بگوييد اسرائيل به دنبال بهانه بوده است. قبول اما چرا حسن نصراالله اين بهانه جلوجلو پيشكش كرد. بازگشت علي لاريجاني پس از شكست مذاكرات با سولانا بر سر بحران هسته اي ايران و سفر او به سوريه و احضار حسن نصرالله و بلافاصله ربوده شدن دوسرباز و قتل هشت سرباز اسرائيلي ديگر آن هم در زمان برگزاري كنفرانس جي8 كه موضوع محوري آن برنامه هسته اي ايران بود را از ياد نبريد
در مورد اسرائيل گفتيد ك هتبليغات زيادي پشت سرش است. قبول دارم و اين كه از بحث هولوكاست سوء استفاده كردند وخيلي مسايل ديگر . اما نفرت شخصي از قوم صهيون مشكلي را حل نمي كند. بيش از 70 درصد صادرات صنعتي اسرائيل بعد از دهه 90 دررده محصولات هاي تك بوده است. من به هيچ وجه با اين تز حذف اسرائيل از كره ارض موافق نيستم.
در مورد شور و احساسات مردم مي گوييد. اين شور بي شعور هيچ ارزشي ندارد. حماقت توده عرب در جهان زبانزد است. جنگ 6 روزه را از ياد برده ايد يا مثلا پيمان طائف. بعد از سال 48 بيشترين و آبادترين اراضي فلسطين در اختيار اعراب بود اگر اين حماقت را نمي كردند و زمين هايشان را نمي فروختند.
بگذاريد جنگ تمام شود آن وقت افكار عمومي خواهد پرسيد چرا جنگ شروع شد و حسن نصرالله قهرمان آتش افروز بايد پاسخگو باشد.
همين توده عرب كه امروز پشت سر حسن نصرالله هورا مي كشند براي مرگ ابومصعب زرقاوي مجلس ترحيم برگزار كردند و صدام را شير در قفس مي خوانند.
با قاطعيت به شما بگويم كه بازنده اين جنگ اسرائيل است بلكه جهان اسلام است. حسن نصرالله و ...
من اسرائيل را به شدت محكوم مي كنم. اما حسن نصرالله و حتميانش نيز كمتر از آن مقصر نيستند. اين كه مردم بيگناه مي ميرند هم مقصرش اولمرت است و هم حسن نصرالله. مردكه نامرد از داخل بيمارستان و مسجد و مجتمع مسكوني موشك پرتاب مي كند. استفاده از گوشت و خون آئم هاي بيگناه كجايش قهرماني است.
پس از خروج اسرائيل از لبنان در سال 2000 طبق قطع نامه 1595 حزب الله بايد خلع سلاح مي شد چرا اين اتفاق نيفتاد. چون حزب الله استدلال كرد كه بايد مزارع شبعا را از اسرائيل باز پس گيرد. مزارعي كه اسرائيل در 48 از سوريه گرفته بود و حالا بشار اسد نامرد حاضر نيست اين امر را گواهي دهد. حالا بايد مردم بيگناه لبنان سپر بلا شوند؟ نه دوست عزير اسرائيل بازنده نيست. نيمي از آن ها كه در حيفا بدست موشك هاي اسرائيل كشته شدند عرب بودند. بازسازي لبنان سالعا به طول خواهد انجاميد و آشي است كه اولمرت و حسن نصرالله با هم براي مردم لبنان تدارك ديدند

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home