شنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۸۵

سيستم ايلياتي

مشغول خواندن كتابي هستم به نام «قصّه‌هاي قاجار» به قلم جناب استاد خسرو معتضد (چشم و گوش استاد راهنمايم روشن). اين نخستين كتابي است كه از تأليفات ايشان مي‌خوانم و البتّه در اين روزها كه تبليغ مي‌كنند «صدمين سالگرد حاكميّت مردم ايران»، يا همان جنبش مشروطه است، هنوز به فصلهاي مشروطه نرسيده‌ام و در اواسط ماجراهاي ناصرالدّين شاه هستم.

با خواندن اين كتاب، حس مي‌كنم هر ضعف و ناداني و فسادي كه در دوره‌ي قاجار بذرش در اين مملكت پاشيده‌شده، در هيچ زماني برچيده نشده و هنوز دنباله‌اش را مي‌توان پيدا كرد. نه تنها فساد و ناداني برچيده نشده، بلكه سيستم ايلي اداره‌ي مملكت هم هنوز پابرجاست و انگار كسي هم ميل به برچيدنش ندارد. در يك سيستم ايلي حاكم كيست؟ اصلاً در چنين سيستمي چيزي به عنوان «مردم» معني دارد؟

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home