دوشنبه، مرداد ۰۲، ۱۳۸۵

كمترين فايده‌ي علم

در راهروي گروه فيزيك با چند نفر از دانشجوهاي فوق‌ليسانس و دكترا ايستاده‌ايم و منتظريم هيأت داوري از سالن سمينار خارج شوند و نمره‌ي پايان‌نامه‌ي دوستمان را بدهند. روي ديوارها پوسترهايي قاب‌شده نصب كرده‌اند از بنياد نوبل، كه هر كدام برندگان جايزه‌ي نوبل فيزيك يا شيمي در يكي از سالهاي اخير را به همراه خلاصه‌اي از كاري كه براي آن جايزه را برده‌اند، معرّفي مي‌كند.

يكي از بچّه‌ها كنار يكي از اين تابلوها ايستاده و پهلو را به ديوار تكيه داده. صورتش را اتّفاقي به سمت پوستر مي‌چرخاند و كنار نام دو نفر از سه برنده‌ي جايزه در يكي از سالهاي دهه‌ي 90، نامي را مي‌خواند كه اين روزها زياد مي‌شنويم: دانشگاه حَيفا. مي‌گويد: اين دانشگاه همان شهري است كه حزب‌اللّه دارد موشك‌بارانش مي‌كند.

مي‌خواهم بگويم در ازاي هر چند بمب و موشك و راكت اسرائبل كه بر سر مردم لبنان و فلسطين مي‌ريزد يك موشك حزب‌اللّه به حيفا مي‌خورد؟ مي‌خواهم بپرسم اسرائيل مهاجم است يا مدافع؟ حزب‌اللّه چطور؟ امّا همه‌ي اينها را فرو مي‌دهم و فقط سري مي‌جنبانم. چيزي كه اثرگذار بوده اثرش را گذاشته و در برابرش مقاومت بي‌فايده است. كسي هست كه باز هم درباره‌ي فايده‌ي علم سؤال داشته‌باشد؟

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home