یکشنبه، تیر ۲۵، ۱۳۸۵

جنگ

امروز روز ميلاد حضرت زهرا (س) و در ايران روز زن و روز مادر است. اين عيد را به همه، مخصوصاً به همه‌ي خانمها و مخصوص‌تر از آن به همه‌ي مادرها تبريك مي‌گويم. اميدوارم روزي برسد كه زن يا مرد بودن به طور ذاتي امتياز مثبت يا منفي انگاشته نشود، از هيچ جنبه‌اي و در هيچ كجا.

● در خاورميانه دوباره جنگي شروع شده، ميان قوم صهيون و ديگران. اين ديگران فقط فلسطينيها نيستند و يا حزب‌اللّه لبنان يا هر چيز ديگر از اين دست. ديروز اسرائيليها به محلّه‌اي مسيحي‌نشين هم حمله‌ي هوائي كرده‌اند. نمي‌دانم هدفشان چيست، امّا اين بار فقط مسأله فلسطين نيست يا جنوب لبنان. كلّ فلسطين (باقي‌مانده‌اش) و لبنان و در گام بعدي احتمالاً سوريه در معرض حمله‌اند. ديگر فقط سنگ نيست كه فلسطينيها به سوي سربازان اسرائيلي پرتاب كنند، اين بار حزب‌اللّه با موشكهايي كه بعيد نيست ساخت ايران باشند ناوچه‌ي اسرائيلي را غرق كرده و اسرائيل هم از زمين و هوا و دريا حمله كرده‌است. بيروت دائماً بمباران مي‌شود و چندين تُن بمب خوشه‌اي از هواپيماهاي اسرائيلي فرو ريخته.

من متحيّرم كه هدف از اين جنگ چيست؟ اسرائيل نمي‌تواند با چنين وضعي در فكر جهانگشائي دوباره باشد. آيا هدفش فقط ايجاد ناآرامي است براي منظوري ديگر؟ اگر چنين است، آن هدف ديگر چه مي‌تواند باشد؟ ديشب در شوراي امنيّت آمريكا و انگليس بيانيه‌اي را كه از اسرائيل مي‌خواست دست از خونريزي بكشد، به رسم هميشگي وتو كردند. جناب رئيس‌جمهور باهوش ما هم فرموده‌اند كه اگر اسرائيل به سوريه حمله كند انگار به تمام جهان اسلام حمله كرده و چنين و چنان خواهد‌شد.

طرفهاي دعوا را كه نگاه ‌كنيم، مسأله‌ي بنيادگرائي ديني در همه‌ي آنها مشترك است، طبعاً در هر كدام به شيوه‌ي خودشان. بعضي‌ها مي‌گويند ادامه‌ي ناآرامي لازمه‌ي حيات سياسي و اقتدارگرائي هر كدام از طرفها است: از يك طرف نيروهاي نظامي دولتي و غيردولتي لبنان و فلسطين و از سوي ديگر اسرائيل، هر يك براي عرضه اندام نياز به جنگ و بحران دارند. اين مسأله ممكن است تا حدّي درست باشد، امّا من بعيد مي‌دانم در برابر قوم يهود به زمين گذاشتن سلاح كار درستي باشد و از اين راه بشود به صلح رسيد. اين كه گفته مي‌شود صهيونيستها به هيچ چيز قانع نيستند، چندان دور از واقع نيست.

شايد بمب و موشكهاي اسرائيلي به تهران نرسند، امّا بمباران خبري صدا و سيما به اندازه‌ي خودش آزاردهنده هست. دائم خبر از تلفات و زخميها است و تصاوير انفجار و آوار و بدنهاي تكه شده و غرق در خون و بعد هم تصاوير سيّدحسن‌نصراللّه و احمدي‌نژاد و بشّاراسد و متّكي و لاريجاني و به اين معجون بايد تحليلهاي آبكي و مزخرف «كارشناسان مسائل سياسي» را هم افزود. واقعاً مجموعه‌ي دلپذيري براي سر ميز نهار و شام يا وقت استراحت نيست. قبول كه به رسم انسانيّت و مسلماني بايد از حال و از درد مردم فلسطين و لبنان آگاه باشيم و اگر توانستيم كمكشان كنيم، امّا واقعيّت اين است كه به عنوان شهروند جمهوري اسلامي ايران، من نه در نحوه‌ي آگاه شدن از ماجرا و نه در نحوه‌ي كمك‌رساني احتمالي به آنها هيچ حقّ انتخاب ندارم و اين تا حدّي اصل آگاه شدن و كمك كردن را هم متزلزل مي‌كند.

در اين روز مبارك اميدوارم و از خدا مي‌خواهم كه جنگ، هر بهانه و هر دليلي هم كه دارد، زودتر تمام شود. ديگر همه مي‌دانيم كه جنگ براي سياستمداران و سرمايه‌گذاران جنگي فايده دارد و ضررش را مردم عادّي مي‌پردازند.

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home