شنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۸۵

داستان پایان‌نامه‌ی من _ قسمت اوّل

این روزها بیشتر در خانه هستم. مثلاً دارم روی پایان‌نامه‌ام كار می‌كنم، البته جام جهانی هم جای خود را دارد. اشكال كار از آنجاست كه استاد گرامی بنده عجله دارد و فرصت كافی برای تمركز و مطالعه به من نمی‌دهد.

امّا چون این روزها كمتر از خانه بیرون می‌روم، چیز به درد بخوری هم به كلّه‌ام نمی‌رسد كه اینجا بنویسم. از این كه هنوز (احتمالاً) به اینجا سر می‌زنید بسیار سپاسگزارم.

با این حال به سرم زد كه درباره‌ی همان چیزی كه موضوع كارم است اینجا بنویسم. قبلاً امید داشتم كه بتوانم همینها را به شكل فنّی‌تر در آن وبلاگ انگلیسی كذائی بنویسم (و خیلی چیزهای دیگر) كه نشد. امّا شاید یك روز بشود. پس فعلاً كمی فنّی نوشتن را اینجا تمرین می‌كنم. لطفاً نظرتان را از من دریغ نكنید.

پروژه‌ی تز (پایان نامه‌ی) بنده درباره‌ی توابع توزیع پارتانها (Parton Distribution functions) است. این مسأله در حوزه‌ی كاری QCD قرار می‌گیرد كه مخفّف Quantum Chromodynamics است. حالا این یعنی چه؟ قصد دارم تا جایی كه بتوانم ساده بنویسم و ترجیح می‌دهم به جای خلاصه‌نویسی بی‌فایده، این بحث را در چند قسمت انجام دهم. در عوض هر قسمت را تا حدّ ممكن كوتاه می‌كنم.

توضیح دادن این مسأله بدون نقل كردن دست كم قسمتهایی از تاریخچه‌ی آن كاری سخت و عذاب‌آور است. در ضمن زیبائی این داستان تا حدّ زیادی در تاریخ تحوّل آن نهفته است و به قول یك استاد فیزیكدان ایتالیایی كه اسمش را یاد نگرفتم و جدیداً به ایران آمده‌بود و اتّفاقاً ایشان هم در همین حوزه (QCD) كار می‌كرد، تاریخ این رشته مانند یك Love story است: تسلسلی از پیشرفتها و ناكامی‌ها. پس ببینیم كار از كجا شروع شد:

این داستان را معمولاً از یونان باستان شروع می‌كنند و عقایدی كه فیلسوفان بزرگ آن دوران درباره‌ی ساختار ماده داشتند. مشهورترین این عقاید یكی همان ایده‌ی عناصر اربعه‌ی جناب آناكسیمنس (570-526 پیش از میلاد مسیح)است كه همه چیز را در نهایت ساخته شده از چهار عنصر بنیادی آب و باد و خاك و آتش می‌دانست و در ضمن همه چیز را قابل تفكیك به این عناصر فرض می‌كرد. دیگری نظریه‌ی اتمی دموكریتوس (460-370 پیش از میلاد) بود كه مواد را نهایتاً ساخته شده از اجزائی ریز و تجزیه‌ناپذیر به نام اتم می‌دانست. تعداد نظریاتی كه در یونان باستان درباره‌ی ماهیت ساختاری جهان مادّی وجود داشت بسیار زیاد بود و بیشتر اینها (به جز احتمالاً آراء افلاطون) امروزه فقط قسمتی از تاریخ محسوب می‌شوند. امّا باید یادمان باشد كه چه هوشمندی عظیمی در هر یك از این نظریه‌ها وجود داشته، در زمانی كه علم تجربی و ریاضی پیشرفت كمی داشته و داده‌های علمی هم بسیار محدود بوده‌اند.

داستان واقعی از ابتدای قرن بیستم شروع می‌شود كه نسبیت و مكانیك كوانتومی زاده شدند. امّا چون قرار است من هر پست را كوتاه بنویسم، ادامه‌ی این داستان باشد برای پست بعدی كه به كشفهای بزرگ پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم می‌رسیم: كشف الكترون در سال 1897 توسّط تامسون و كشف هسته‌ی اتم توسّط ارنست رادرفورد بین سالهای 1909 تا 1911.

برچسب‌ها: ,

1 Comments:

At دوشنبه, خرداد ۲۹, ۱۳۸۵ ۴:۴۰:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger تکه پاره ها said...

ايده خيلي خوبي است. من هم قصد داشتم در مورد پايان نامه خودم بنويسم كه بعد از يك پست مختصر البته و صد البته به خاطر تنبلي و كسالت و ايراني بودن و تاريخ و خلاصه همه عوامل ديگر اين كار معوق ماند... حالا فكر مي كنم دارم دوباره انرژي مي گيرم

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home