چهارشنبه، فروردین ۲۳، ۱۳۸۵

غرغر

از وقتي صاحب اوّلين كتابخانه‌ام شدم، هميشه عادت داشتم كف قفسه‌ها روزنامه پهن كنم، عادتي بيهوده. كف يكي از قفسه‌ها كه كتابهاي مرجع را مي‌گذاشتم، يك برگ از روزنامه اطّلاعات انداخته‌بودم و مدّتها وقتي براي برداشتن يا گذاشتن يك ديكشنري به سراغ آن قفسه مي‌رفتم، اين جمله، كه از مقاله‌اي درباره ماجراي «واترگيت» برگزيده‌شده‌بود، جلوي چشمم در كف قفسه ظاهر مي‌شد: رسانه‌ها شايد نتوانند به مردم بگويند چگونه فكر كنند، امّا بدون شك در تعيين موضوعاتي كه مردم به آنها فكر مي‌كنند، موفّقيّت زيادي به دست آورده‌اند.

مدّتها است كه معني اين جمله را به تلخ‌ترين شكل حس مي‌كنم. بدترين نوع استبداد، استبداد فكري است: وقتي ذهنت را چنان با عقايد و موضوعات گزينشي بمباران كنند كه ديگر نتواني خودت باشي، ديگر نتواني به عنوان كسي كه واقعاً هستي فكر كني و نفس بكشي، آن وقت ديگر مهم نيست كه چگونه فكر مي‌كني. كافي است به همان چيزي فكر كني كه «آنها» مي‌خواهند.

اكثرمردم يك خوراك فكري را كه از بالا برايشان تدارك ديده شده، تمام و كمال مي‌بلعند و يك آروغ متعفّن هم رويش مي‌زنند. اين بديهي‌ترين كار ممكن و سهل‌الوصول ترين راه براي رسيدن به آرامشي نسبتاً پايدار است، يك تخدير جمعي.

تن ندادن به اين جريان، بر خلاف آن چيزي كه ممكن است به نظر آيد، بسيار سخت است، شايد از سخت‌ترين كارها. يا بايد دريچه‌هاي ارتباطي به دنيا را تا حدّ زيادي بر روي خودت ببندي، كه نتايج خوبي ندارد، يا بايد مبارزه كني، كه توان بي‌پاياني مي‌طلبد.

ديشب، آقاي رئيس‌جمهور، در يك برنامه تبليغاتي اعلام كرد كه در تاريخ 20 فروردين‌ماه امسال، چرخه آزمايشگاهي غني‌سازي اورانيوم در ايران كامل شده و در ضمن اوّلين نمونه اورانيوم غني‌شده در ايران به موزه آستان قدس رضوي اهدا شد. بيشتر سران مملكتي و همچنين تعداد زيادي از سفرا در اين مراسم\برنامه حضور داشتند.

قطعاً در وضعيّت فعلي كشور، تدارك دادن چنين نمايشي براي روحيه دادن به مردم و همچنين براي اعلام دستاورد موجود به دشمنان خارجي، مي‌تواند كار مفيدي باشد. امّا دوست دارم چند سؤال را در اين زمينه مطرح كنم، شايد فقط براي اين كه خودم بعدها بخوانم:

1- آيا اين موضوع صحّت دارد كه تكنولوژي هسته‌اي «پيچيده‌ترين نوع تكنولوژي است كه بشر تاكنون به آن رسيده»؟ يعني غني كردن اورانيوم (صنعتي كه لااقل پنجاه سال قدمت دارد)، از ساخت، راه‌اندازي و بهره‌برداري ازهواپيماهاي پيشرفته، ماهواره، شتاب‌دهنده‌هاي بزرگ، كامپيوترهاي عظيم و ... پيچيده‌تر است؟

2- مي‌فرمايند كه ايران هشتمين كشور دنيا است كه به اين صنعت دست پيدا كرده. مبارك است انشااللّه. چرا كشورهاي ديگر سراغ اين صنعت حدوداً شصت‌ساله نرفتند؟ نمي‌توانند يا نمي‌خواهند؟ اگر نمي‌خواهند، دليلش چيست؟

3- گفته‌بودند كه تحقيقات هسته‌اي ايران از هجده سال پيش آغاز شده. اگر بعد از هجده سال به مرحله غني‌سازي رسيده‌ايم، چند قرن بايد طي شود تا به تكنولوژي امروز دنيا برسيم؟ (البتّه ممكن است سرعت كار بعد از اين خيلي بيشتر شود.)

4- مردم ما درباره اهمّيّت و ارزش واقعي اين تكنولوژي چه ميزان آگاهي دارند كه گزارشگرهاي صدا و سيما راه مي‌افتند و در كوچه و خيابان از رعيّت تأييديه و تشكّر جمع مي‌كنند؟ به جز مطالب گزينش‌شده‌اي كه دولت به خوردشان داده، چقدر در اين باره آگاهي واقعي دارند؟ مهمتر از آن، درباره هزينه‌هاي اين كار براي كشور چه مي‌دانند؟ آيا همه ماجرا به آنها گفته مي‌شود؟

5- كجاي دنيا يك ماده راديو‌اكتيو (حتّي از نوع كم‌خطرش را) در يك موزه مذهبي قرار مي‌دهند؟ مردم بروند چه چيزي را تماشا كنند؟ با چه توجيهي خرج كردن مقدّسات به اين شكل گسترده انجام مي‌شود؟

6- عوام‌فريبي در مورد مسائل سياسي به جاي خود. چرا به حريم علم هم تجاوز مي‌كنند؟ چرا بديهيّات علمي را براي تبليغات خودشان انكار مي‌كنند؟

7- اگر من نتوانم به اندازه‌اي كه تبليغ مي‌كنند، از اين واقعه خوشحال شوم، آيا خائن و ضعيف و خودباخته‌ام؟ اگر از اين كه همه ابزارهاي تبليغاتي دولت اين مسأله را در بوق كرده‌اند، سردرد بگيرم، بايد خجالت بكشم؟

8- از ديدگاه فنّي محض، آيا واقعاً اتّفاق مهمّي افتاده؟

9- امكان دارد تلويزيون را روشن كنم و يك برنامه خوب (از هر نوعي) ببينم، كه فقط براي يك ربع ساعت بتوانم از ديدنش لذّت ببرم؟ اين تبليغات مبتذل كي تمام مي‌شود؟

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home