جمعه، فروردین ۲۵، ۱۳۸۵

دو سوي بام

چند سال پيش تقريباً به اين نتيجه رسيده‌بودم كه به جز فيزيك و موسيقي، چيز ديگري برايم جالب نيست و نگران بودم كه با چنين ذهنيّت يُبسي چطور زندگي كنم و با ديگران ارتباط برقرار كنم. به تدريج سعي كردم طرز فكر و نحوه نگاهم به جهان را عوض كنم.

الآن به اين نتيجه رسيده‌ام كه تعداد موضوعات مورد علاقه‌ام به قدري زياد شده كه نمي‌توانم آن طور كه دلم مي‌خواهد به هيچ كدام برسم. روي هر كدام كه سعي مي‌كنم تمركز كنم، بقيه صدايشان بلند مي‌شود. مخصوصاً روي رشته اصلي‌ام كه همان فيزيك باشد، نمي‌توانم آن جور كه دلم مي‌خواهد سرمايه‌گذاري فكري و زماني انجام دهم و اين برايم مصيبتي شده. راه بازگشتي هم نيست. چه كار كنم؟ بايد تجربه اندوخت.

1 Comments:

At یکشنبه, فروردین ۲۷, ۱۳۸۵ ۱۰:۴۵:۰۰ بعدازظهر, Anonymous ناشناخته ها said...

ای کاش آدم جندین زندگی داشت.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home