دوشنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۴

دست‌آوردهاي هسته‌اي

امروز يا فردا آژانس بين‌المللي انرژي اتمي پرونده ايران را در دستور كار خواهدداشت. ممكن است (و زياد هم ممكن است) كه پرونده ايران به شوراي امنيّت سازمان ملل فرستاده شود. در آن صورت سالهاي تاريك گذشته با اندكي تغيير دوباره بازخواهندگشت. به احتمال زياد كمترين تصميم شوراي امنيّت درباره ايران تحريم تجاري و تسليحاتي خواهدبود. من كه نه بازرگانم و نه نظامي، پس لابد نبايد زياد نگران باشم. زرشك!

در صورتي كه ايران تحريم تجاري شود:

- كالاهاي خارجي كه اين همه به انواعشان وابسته‌ايم ديگر نخواهندآمد، مگر از راه قاچاق. گارانتي و اين حرفها را كه اصلاً بايد فراموش كرد.

- قيمت همه اجناس، چه داخلي و چه خارجي، ناگهان به توان 2 مي‌رسد.

- نفت ايران را نخواهند‌خريد، مگر كشتي به كشتي و قاچاقي.

- دولتي كه همه جور وعده و وعيد به مردم داده، درآمد اصليش را از دست خواهدداد.

- موج جديدي از افسردگي و تنزّل مردم شهرهاي بزرگ، خصوصاً تهران را فرا خواهدگرفت.

- توان مالي مردم و البتّه قدرت انتخابشان در خريد كم مي‌شود.

- بازار سياه همه چيز دوباره علم مي‌شود.

- اتّكاي مردم به كوپن و جيره‌بندي مانند گذشته افزايش پيدا مي‌كند.

- ارتباط مردم ايران با بقيه دنيا از اين هم كه هست كمتر مي‌شود و دوباره نظريّات افراطي درباره «خارجي‌ها» ميان مردم رايج مي‌شود.

- بازار نيرنگ و دغل‌بازي داغ‌تر از حالا مي‌شود.

و هزار مصيبت ديگر.

امّا نگراني‌هاي خودخواهانه‌ام:

- مقاله‌هاي ما را در كنفرانسها و نشريّات معتبر خارجي به سختي قبول خواهند‌كرد.

- گرفتن پذيرش و كمك‌هزينه از دانشگاههاي خارجه سخت‌تر از حالا خواهدشد، گرفتن ويزا شايد از آن هم سخت‌تر. حالا اين كه خروج از كشور چه قدر سخت‌تر از حالا شود، خودش قصّه‌اي مجزّا است.

كارهايي كه دولت ممكن است در آن شرايط انجام دهد:

- راه‌اندازي مجدّد خطّ توليد پيكان.

- تأسيس مراكز غني‌سازي اورانيوم براي مصارف صلح‌آميز در تمامي مساجد كشور (براي كدام نيروگاه؟)

- اعطاي سهام عدالت هسته‌اي به آحاد ملّت مستضعف.

- گسترش تبليغات نظامي و شبه‌نظامي (بسيجي) در كشور.

- افزايش طول مدّت «خدمت مقدّس سربازي».

- تبليغ دوباره براي ازدياد تناسل و گسترش لشكر اسلام.

- دولتي كردن مجدّد صنايعي كه الآن خصوصي شده.

- گنجاندن واحد درسي عمليّات انتحاري در برنامه مدارس و دانشگاهها.

- تبليغ مجدّد شعار نه شرقي- نه غربي و همه دنيا بد است به جز خود ما.

- گسترش سازمانهاي دولتي و افزايش تعداد كارمندان دولت.

- فراموش كردن بيشتر چيزهايي كه الآن در بوق و كرنا كرده‌اند، مثلاً، سند چشم‌انداز بيست‌ساله، خصوصي‌سازي، توسعه متوازن و ... .

- گسترش صنايع ابتدايي و فراموش كردن مقولاتي مانند توريسم، محيط زيست، ميراث فرهنگي، صنايع پيشرفته، توسعه علمي و هر چيز معقول ديگر.

مسأله اين است كه كار مي‌توانست به اينجا نكشد. كاري هم كه به اينجا كشيده، هنوز مي‌تواند بيش از اين خراب نشود، به شرط آن كه خراب‌كاري سياستمداران مايه مباهات آنها تلقّي نگردد.

1 Comments:

At چهارشنبه, اسفند ۱۷, ۱۳۸۴ ۳:۰۱:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous خانم بهداشت said...

غرب زده . خيلي بي ادبي

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home