یکشنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۸۴

قرار است «سامان‌دهي» شويم

چند وقتي بود كه داشتم فكر مي‌كردم عجيب است از دولت كريمه جمهوري اسلامي كه هنوز براي وبلاگها مشكل رسمي و قانوني درست نكرده و قانون‌هاي عجيب و غريب نساخته است. دولت چين اين كار را از چند ماه پيش شروع كرده و از آنجايي كه حكومتهاي اقتدارگرا رفتارهاي مشابهي از خود نشان مي‌دهند (به دليل ريشه‌هاي فكري مشتركي كه دارند)، منطقي بود كه انتظار داشته‌باشيم دولت «مهرورز» و «عدالت‌گستر» جناب احمدي‌نژاد هم آستين بالا بزند و... امّا از طرفي فكر مي‌كردم براي اعمال محدوديّت بر فضايي مثل وبلاگستان حقيقتاً كار زيادي نمي‌شود انجام داد. الأن با وجود امكاناتي مثل خبرنامه RSS و همچنين امكان پست كردن مطالب از طريق ايميل روي وب، حتّي فيلتر كردن يك وبلاگ هم اثر چنداني بر فعّاليّت آن ندارد (البتّه به شرط آن كه كسي بخواهد آن وبلاگ را بخواند). در ضمن امكانات رايگان بي‌شماري هم در دسترس است. يك نفر مي‌تواند يك متن يا عكس را به شكل هم‌زمان در دهها وبلاگ منتشر كند و در هيچ كدام هم اشاره‌اي به هويّت حقيقي خود نكند. با يك وبلاگ كه مثلاً روي Blogger قرار دارد و هويّت نويسنده يا نويسندگانش هم معلوم نيست، دولت جمهوري اسلامي ايران چه كار مي‌تواند بكند؟ نه سرويس‌دهنده آمريكائي به امر و نهي و قانون حكومت ايران اهميّتي مي‌دهد و نه مي‌شود رديابي مؤثّري براي پيدا كردن محلّ نويسنده انجام داد. حتّي دستگاههاي امنيّتي و اطّلاعاتي در مورد وبلاگها كار زيادي نمي‌توانند انجام دهند، چرا كه بحث صد تا و هزار تا نيست. حالا اگر يك وبلاگ چند تا كپي هم‌زمان هم داشته‌باشد كه ديگر هيچ. ياد اين جمله از مرزبان‌نامه افتادم كه در كتاب فارسي سوّم دبيرستان خوانديم: ... به دامي كه از لعاب عنكبوت گرد خانه تَنَد، نسر طائر را نتوان گرفت.

امروز، صبحم را خوب شروع نكردم. بعد كه رفتم سراغ روزنامه، به اين خبر (البتّه در روزنامه دنياي اقتصاد) برخوردم و آمپرم رفت بالا. حالا چه كاري مي‌خواهند بكنند، اللّه اعلم. چند وقت پيش تعدادي وبلاگ‌نويس را كه مطالب «معاندانه» منتشر كرده‌بودند، دستگير و زنداني و شكنجه كردند و چند تايي هنوز در بند هستند. امّا انگار خود حكومت سريع فهميد كه چه كار زشت و ضايعي انجام داده، چون ديگر تكرارش نكرد. امّا آنجا كه بنيادگرايي چشم عدّه‌اي را بر حقايق ببندد، نويد تدوين قانون براي وبلاگستان مي‌دهند. از شاگرد خلف مكتب كيهان البتّه غير از اين هم انتظار نيست. شما بيا به تعبير خودت ما را «سامان‌دهي» كن و از بي‌ساماني و «رها‌شدگي» نجاتمان بده. اصلاً خدا شما را فرستاد تا «بنيان اين رسانه سست نگردد.». فقط به من بگو چه كسي تو را حاكم اين مملكت (وبلاگستان) كرده كه حالا مي‌خواهي برايش قانون بسازي. ساكنان اينجا اكثراً از دست تو و هم‌جنسان تو به اينجا گريخته‌اند آقاي صفّارهرندي، به شهري كه در هيچ كشوري نيست آمده‌اند. مقدمت را در اينجا كسي گرامي نخواهدداشت. كاش لاأقل بلد بودي مؤدّبانه صحبت كني آقاي وزير.

1 Comments:

At دوشنبه, اسفند ۱۵, ۱۳۸۴ ۱:۴۸:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous خانم بهداشت said...

خيلي بي ادبي

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home