چهارشنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۴

در ستايش خواب

در آستانه شب يلدا، و به ميمنت آغاز فصل زمستان، تقديم به همه خرسها، قورباغه‌ها و وزغها، و همه گياهان و جانوران و انسانهاي آزاد‌انديشي كه به فراست وجود دريافته‌اند كه زمستان را خداوند براي خوابيدن خلق كرده‌است:

بگذار تا بخوابم، چون خرس در زمستان

كز گرگ زوزه خيزد، هنگام برف و بوران

هر كو حلاوت خواب، يك شب چشيده‌باشد،

داند كه سخت باشد، تركش به صبحگاهان

با خفتگان مگوييد، آواي زنگ ساعت

تا بي‌خيال خسبند، فارغ ز رنج دوران

بگذاشتند ما را، در رنج و درد و حسرت

مغضوب سيخ و آتش، مانند مرغ بريان

اي صبح سرد و تاريك، جانم به طاقت آمد

از بس به زور ساعت، برخاستم پريشان

چندين كه برشمردم، از ماجراي خفتن

خوابم گرفته و من، مدهوش و گنگ و حيران

چندان نماز صبحم، گشته قضا مكرّر

كز روي حق تعالي، شرمم شود فراوان

چندت كنم حكايت، از خواب بي‌نهايت

باقي خودت بداني، از درد نوع انسان

(برگرفته از كلّيّات سعدي، به تصحيح خودم!)

2 Comments:

At پنجشنبه, دی ۰۱, ۱۳۸۴ ۶:۰۴:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous eshg said...

la la la la nakhab mah ro negah kon, man esfando miaram to doa kon, ketabeh hafezo va kono doa kon.

 
At پنجشنبه, دی ۰۱, ۱۳۸۴ ۱۲:۴۲:۰۰ بعدازظهر, Blogger Particle In Box said...

salam ,az oonjaii ke manam yek physicist e bisavad hastam goftam ye comment baratoon bezaram :)

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home