چهارشنبه، آذر ۰۲، ۱۳۸۴

لطفاً اين دو فضا را از هم تميز دهيد

نمي‌خواهم دوباره بروم بالاي منبر (من مي‌رفتم بالاي منبر؟). امّا خيلي وقتها مي‌خواستم اينجا بنويسم كه: دوستان گرامي، خوانندگان محترم وبلاگ اين حقير، استدعاي عاجزانه دارم از همه شما، خواهش مي‌كنم كامنت شفاهي ندهيد. من از بحث كردن و تبادل نظر شفاهي در مورد هر كدام از موضوعاتي كه به آنها علاقه دارم ويا علاقه‌مند مي‌شوم، استقبال مي‌كنم. امّا هدف من (مثل خيلي‌هاي ديگر) از وبلاگ‌نويسي اين است بتوانم حرفهايم را به شكل پخته‌تر و منسجم‌تر بزنم و تا حدّ ممكن، در همين فضا، نظرات ديگران را در مورد آنها بدانم، ديگراني كه مي‌شناسم و يا نمي‌شناسم، ديده‌ام يا نديده‌ام. هر كامنت جديد براي من مايه شعف بسيار و هر كامنت‌دهنده برايم عزيز است، امّا كامنت شفاهي نمي‌خواهم. حرف زدن خرج و زحمت ندارد و عادت داريم به كمتر فكر كردن روي حرفهايي كه مي‌زنيم. تاكنون بيشتر حجم اين «كامنتهاي شفاهي» را متلك و بد وبيراه تشكيل مي‌داده. حتّي همين متلكها هم من را خوشحال مي‌كردند اگر گويندگانشان آنها را در كامنتها مي‌نوشتند (مي‌دانم كه نمي‌توانستند). گفتم حتّي اگر غلط املائي داشتم، در كامنتي بنويسيد، امّا ننوشتند و فقط گفتند.

چيزي كه من را تقريباً عصباني (و بيشتر متأسّف) كرد و نهايتاً وادارم كرد كه اين موضوع را صريحاً اينجا بنويسم، اين بود كه ديشب يكي از همين كامنت‌دهندگان شفاهي هميشگي به بنده پيشنهاد كرد كه در مورد فلان چيز در وبلاگت بنويس. پيشنهاد براي نوشتن، خودش ممكن است چيز خوبي باشد. امّا من اين را بيشتر به شكل سفارش دادن مطلب فهميدم تا پيشنهاد. حس كردم اين دوست گرامي (كه مبارك است، خودش هم تازه وب‌نويسي را شروع كرده) ابداً احترامي براي حريم من قائل نيست. وبلاگ حريم خصوصي نيست، چون نويسنده‌اش مي‌نويسد به اميد آن كه بقيه بخوانند. امّا با فضاي شفاهي روزمرّه فرق دارد. به عقيده من وبلاگ يك نوع حريم مياني است. بيشتر وبلاگ‌نويسها ممكن است چيزهايي را در اين فضا بنويسند كه روزمرّه در مورد آن حرفي نمي‌زنند، امّا فكر مي‌كنند. از اين جهت فكر مي‌كنم وبلاگها فرصتي هستند براي جامعه ما براي بيشتر (ببخشيد) متمدّن شدن و حتّي بيشتر اجتماعي شدن و عميق‌تر فكر كردن. براي خود نويسندگان وبلاگها (اگر حرفه‌شان نوشتن نباشد، به خصوص به شكل ژورناليسم) وبلاگ يك فرصت قطعي است براي انسجام دادن به افكار و افزايش قدرت بيان و استدلال و پالودن ايده‌ها از مسيرهاي انحرافي. چون وقتي چيزي را مي‌نويسيد كه مي‌دانيد مي‌ماند و هر كس ممكن است آن را بخواند و نظر دهد، ناچار مي‌شويد كمتر حرف مفت بزنيد و بهتر و خلاصه‌تر بيان كنيد و دلايل روشني بياوريد. همين موقعيّت براي خوانندگان هم وجود دارد، چون مي‌توانند بلافاصله كامنت بنويسند و با رعايت همان اصول نظرشان را بگويند و احياناً email و url بدهند، فقط بايد به اين شرايط تن دهند. اگر بخواهند نوشته‌هاي روزمرّه كسي را بخوانند و بعد نظرات شفاهي بدهند، اين تخطّي از هدف اصلي قضيه است و اين وسط فقط وب‌نويس بيچاره است كه احساس يأس مي‌كند. چنين خطاهايي را در مورد بيشتر دستاوردهاي غرب كه به ايران (يا جامعه بين‌المللي ايرانيان) وارد شده، ديده‌ايم و مي‌بينيم: از اتومبيل و كامپيوتر و مترو و سينما و دانشگاه و هزار چيز مختلف وارداتي استفاده مي‌كنيم، بدون آن كه شرايط درست استفاده از آنها را در نظر بگيريم (به اصطلاح رايج: فرهنگ استفاده از آنها را ناقص وارد كرده‌ايم). لطفاً كمك كنيد كه ورود ما به وبلاگها و فضاي آنها به هزار و يكمين مورد چنين رويّه‌هاي غم‌انگيزي تبديل نشود.

خواهش مي‌كنم ديگر كامنت شفاهي ندهيد، از من نپرسيد جديداً چيزي در وبلاگت نوشته‌اي يا نه، در مورد وب‌نويسي‌ام اظهار نظر شفاهي نكنيد و سؤال شفاهي هم نپرسيد، هيچ يك را نخواهم‌شنيد. در عوض هرچه دلتان خواست در كامنتها بنويسيد، يا email بزنيد. همه را مي‌خوانم، به ديده منّت.


2 Comments:

At چهارشنبه, آذر ۰۲, ۱۳۸۴ ۱۱:۰۷:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger تکه پاره ها said...

اولا بايد بگم ما ز ياران چشم ياري داشتيم. و در مورد كامنت شفاهي خب اين رو بگذاريد به حساب تنبلي ما و البته با صد از اين لينك زيركانه بايد بگم كه حس مسووليت را در ما دميديد و ... ديگر هيچ

 
At چهارشنبه, آذر ۰۲, ۱۳۸۴ ۱:۱۲:۰۰ بعدازظهر, Anonymous ناشناس said...

پول بده ...پول زور بده...

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home