چهارشنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۴

منهطنز؟

مسأله‌اي كه اين روزها ذهن عدّه زيادي و از جمله ذهن اين حقير را تا حدّي به خود مشغول داشته، همانا بحث نخ‌نماي پرونده هسته‌اي ايران است(اين كلمه هسته‌اي استعداد صنعت ايهام دارد و عجيب به كار آيد). بحثهاي زيادي مطرح است و پرسشهاي فراواني همچنان بي‌پاسخ مانده‌اند. دوست دارم بعضي از اين پرسشها را در اينجا مطرح كنم، براي آن كه شايد كسي بخواند و به آنها فكر كند و نيز براي رجوع در آينده به ذهنيّات پيشين.

اوّلين سؤال كه كم‌كم در داخل ايران هم دارد موضوعيّت پيدا مي‌كند، اين است كه آيا ايران در زمان گذشته، حال يا آينده به دنبال ساخت سلاح هسته‌اي بوده، هست يا خواهد‌بود(لفّ و نشر)؟ همان طور كه گفتم، اين سؤال تا پيش از اين بيشتر در خارج از ايران موضوعيّت داشت و در داخل كشور كمتر كسي ممكن بود احتمال بدهد كه حكومت ايران در صدد ساخت سلاح هسته‌اي باشد. امّا چند عامل در كنار هم باعث شده‌اند كه اين سؤال در داخل كشور هم مطرح شود. مهمترين اين عوامل، طولاني شدن روند بررسي پرونده ايران در آژانس و در كنار آن تبليغ مداوم غربي‌ها در مورد ساخت سلاح هسته‌اي توسّط ايران است. قدرت حرف در اينجا نمايان مي‌شود: يك حرف مفت را اگر هزار بار تكرار كنيد، در ذهنها اثر مي‌كند. بعد از ده‌هزار بار ممكن است ديگر كسي يادش نيايد كه اين حرف يك حرف مفت بوده و هنوز هم هست.

عوامل ديگر موضوعيّت يافتن اين سؤال بيشتر به عوض شدن دولت مربوط مي‌شوند. اوّلاً گرايشهاي نسبتاً راديكال دولت جديد، اين احتمال را تقويت كرد كه اگر ايران تا كنون هم به دنبال سلاح هسته‌اي نبوده، احتمالاً اين گروه جديد خواهان آن باشند. ثانياً جوّي كه بر اثر روي كار آمدن اين دولت ايجاد شده، به بعضي چهره‌هايي كه در آرزوي سلاح هسته‌اي بوده‌اند، جرأت داد كه خواسته خود را علناً مطرح كنند. البته بر همگان واضح و مبرهن است كه مملكت ما بي صاحب است، وگرنه در شرايطي كه تمام تلاش ديپلماتيك و تبليغاتي ايران متوجّه حلّ اين مسأله بر مبناي انكار و نفي سلاح هسته‌اي است، چنين اظهار نظرهايي قطعاً بايد موجب توبيخ و مجازات گويندگانش مي‌شد.

شخصاً فكر مي‌كنم ايران به دنبال سلاح هسته‌اي نبوده، نيست و از اين به بعد هم حتّي اگر بخواهد، نمي‌تواند باشد. دليلش هم واضح است: حرفهايي كه دولتمردان ايراني مي‌زنند، خيلي واضح و بدون امكان برگشت است. وقتي همه سران نظام صريحاً مي‌گويند ايران سلاح هسته‌اي ندارد و بر اساس عقايد ديني، قصد دستيابي به آن را هم ندارد، عملاً خود را در وضعيّتي غير قابل برگشت قرار مي‌دهند. اگر فردا روزي بخواهند احياناً تغيير جهت داده و بگويند به فلان دليل بايد سلاح هسته‌اي داشته باشيم، مشكلات داخلي كه با آن مواجه خواهند شد، به مراتب جدّي‌تر از تهديد غرب و شرق است. افكار عمومي داخلي هرگز چنان تغيير موضعي را تحمّل نخواهد كرد. بنابر اين فكر نمي‌كنم كه پروژه نطنز به پروژه منهطنز تبديل شود يا شده‌باشد(پروژه منهتن همان پروژه‌اي بود كه طيّ آن آمريكا بمب هسته‌اي را ساخت. يكي از مشوّقهاي اصلي ايجاد اين پروژه اينشتين بود، هرچند خودش هرگز حاضر به همكاري با پروژه نشد(مردك رياكار). بسياري از فيزيكدانان بزرگ از جمله فاينمن، ديراك و هانس بته در اين پروژه كار مي‌كردند.).

سؤال دوّمي كه لا‌اقل براي شخص من مطرح است، اين است كه حالا اين فعّاليّت صلح‌آميز هسته‌اي كه مي‌گويند، واقعاً چي هست؟ مي‌گويند البرادعي در بازديد از تجهيزات هسته‌اي ايران حيرت از خودش در وكرده و گفته پيشرفت ايران فراتر از حدّ تصوّرا‌ت ما بوده. از آن طرف هم آقاي دكتر لاريجاني، دبير محترم شوراي عالي امنيّت ملّي، فرموده‌اند كه اين پيشرفتها حاصل 18 سال تلاش مخهاي ايران بوده. يك جاي كار مي‌لنگد. هجده سال كار زيرزميني با بودجه هنگفت، قطعاَ بايد ما را به جايي مي‌رساند كه نسل بعدي رأكتورهاي هسته‌اي را خودمان بسازيم، نه اين كه تازه بنشينيم براي يك غني‌سازي آبكي 4 سال بحث كنيم(شايد مي‌خواهند حماسه 8 سال مذاكره مقدّس را به مصداق 8 سال دفاع مقدّس خلق كنند). اگر همان پروژه منهتن كه عرض كردم، قرار بود با اين سرعت پيش برود، احتمالاً جنگ جهاني دوّم هنوز تمام نشده‌بود. پس اين سؤال كاملاً موضوعيّت دارد و مردم ايران، لااقل به اندازه جاسوسهاي غربي كه در پوشش بازرسهاي آژانس به مراكز هسته‌اي ايران مي‌روند و مي‌آيند، حق دارند بدانند كه در اين هجده سال بودجه مملكتشان صرف چه چيزي شده و دعواي كنوني(كه بر زندگي آنها اثر انكار نشدني دارد) بر سر چيست. از جنبه علمي و تكنولوژيكي ايران به چيزهايي در اين زمينه رسيده؟ در آستانه رسيدن به چه چيزهايي قرار دارد؟ احياناً كدام تكنولوژي جديد را ايجاد كرده كه قبلاً در دنيا مشابهش وجود نداشته؟ اگر مردم نبايد بدانند، پس انتظار حمايت و راهپيمايي و تحمّل تبعات كار را هم نبايد از مردم داشت. هيچ ملّتي اعتماد نامحدود و بي قيد و شرط به حكومت خود ندارد.

سؤال سوم اين است كه پيشرفت ايران در زمينه علوم و تكنولوژي هسته‌اي تا چه حد متوازن بوده؟ اين سؤال البته از آن نوعي نيست كه براي عامه مردم مطرح شود، امّا حدّاقل به اندازه دو پرسش قبلي مهم و جدّي است. در زمان رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني هم كمتر كسي در مورد مفهوم توازن در توسعه فكر مي‌كرد، امّا نهايتاً دود ناميزان بودن كارها بيشتر از همه به چشم طبقات متوسّط و ضعيف جامعه(به عبارتي اكثريّت مطلق ملّت) رفت. امروز هم به دليل ناآشنا بودن طبيعي اكثر مردم با مباحث علوم و فنون هسته‌اي، پرسش چنداني در زمينه توازن در پيشرفت مطرح نمي‌شود. لطفاً فريب چند برنامه سفارشي صدا و سيما در مورد كاربردهاي تكنولوژي صلح‌آميز هسته‌اي را نخوريد، چون چيزي كه لازم نباشد بدانيد يا به آن فكر كنيد از اين برنامه‌هاي آبكي به دستتان نمي‌آيد. به عنوان دانشجوي فيزيك، در شاخه ذرّات بنيادي كه اتّفاقاً با فيزيك هسته‌اي هم مرتبط و خويشاوند نزديك است، بايد به اطّلاعتان برسانم كه در علم امروز، يا لا‌اقل در علم فيزيك امروز، هيچ شاخه ايزوله‌اي وجود ندارد. ناممكن است كه يك شاخه از علم در جايي رشد كند و شاخه‌هاي ديگر در اطراف آن رشد نكنند. وقتي كه آن شاخه، يك شاخه كاربردي هم باشد، اين مسأله بسيار شديدتر مي‌شود. بنابر اين محال است كه فرضاً در كشوري علوم و فنون هسته‌اي رشد زيادي پيدا كنند، و در اكوسيستم علمي ايجاد شده، شاخه‌هاي علمي ديگر، خصوصاً رشته‌هاي علمي و فنّي مرتبط با علوم و فنون هسته‌‌اي رشد نكنند. اگر پيشرفت ايران در عرصه فيزيك و مهندسي هسته‌اي واقعاً زياد بوده‌باشد، و اگر اين پيشرفت همه‌جانبه و متوازن باشد، حتماً بايد بتوان آثار آن را در ساير رشته‌ها، مثلاً در مهندسي مواد، مهندسي شيمي، متالوژي، فيزيك ذرّات بنيادي، رياضيات كاربردي، مهندسي عمران، فيزيك پلاسما و شاخه‌هاي مختلف مهندسي برق ديد. بنده حقير كه تاكنون چيزي نديده‌ام، شما اگر ديديد به ما هم بگوييد.

اگر توسعه علمي و فنّي در يك رشته به شكل نامتوازن پيش رود چه مي‌شود؟ همان اتّفاقي مي‌افتد كه در آلمان نازي و در شوروي سابق افتاد: رشته‌هاي مهندسي مرتبط با جنگ‌افزار پيشرفت فوق‌العاده‌اي كردند، در حالي كه رشته‌هاي ديگر(مخصوصاً علوم نظري) تقريباً هيچ رشدي نداشتند و ثمره آن براي مردم جز فقر و فلاكت و هدر رفتن سرمايه‌هاي ملّي چيز ديگري نبود. در آلمان نازي راكت و بمبهاي مختلف اختراع شد و تكنولوژي رادار پيشرفت بي‌نظيري داشت، ولي مردم گرسنه و محروم بودند. در شوروي هم وضع مشابهي بود، با شدّت و خشونت بسيار بيشتر. در چين چند دهه قبل هم و ضع بر همين منوال بود. تلخ‌ترين نكته در اين مورد اين است كه سالها بعد كسي نخواهد‌پرسيد كه ثمره آن همه خرجي كه از جيب مردم و از سرمايه‌هاي كشور شد، براي رفاه مردم و براي پيشرفت علمي كشور چقدر بود و كساني كه حكم به آن هزينه‌ها دادند، همواره سرشان را بالا نگه خواهند‌داشت.

شايد سؤالات بيشتري را در زمينه مسائل هسته‌اي كشور را در پستهاي بعدي مطرح كنم(شايد هم نه)، ولي فعلاً پس از ذكر اين موارد فقط مي‌خواهم به اين مسأله اشاره كنم كه ساخته شدن يا نشدن جنگ‌افزار هسته‌اي در ايران تنها مسأله شايسته توجّه در اين زمينه نيست و حتّي شايد مهم‌ترين مسأله هم نباشد. اين پست به قدر كافي طولاني شد.


1 Comments:

At یکشنبه, آبان ۰۸, ۱۳۸۴ ۱۰:۰۵:۰۰ بعدازظهر, Anonymous ناشناخته ها said...

ممنون از لینک. مطلب مربوط به روزه داری/خواری خیلی جالب بود و در عین حال ناراحت کننده. با تشکر.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home