چهارشنبه، مهر ۲۰، ۱۳۸۴

روزه‌داري - روزه‌خواري

كار كردن در ماه رمضان سخت مي‌شود. مغزت تنبلي مي‌كند، بدن سست است، ميل به افقي شدن(در صورت امكان) بالا مي‌رود و معده شيپور مي‌زند. بعد از افطار هم تنبلي از جنس ديگري به سراغت مي‌آيد و مانع كار مي‌شود، مثل ماري كه تازه طعمه‌اي را بلعيده باشد. (باور نكنيد. اينها همه بهانه است.)

دوستان اغلب روزه كلّه گنجشكي مي‌گيرند. در ماه مبارك عدّه قابل توجّهي در دانشگاه به دنبال جايي مي‌گردند براي خوردن ناهار. امسال از بركت وجود نازنين آقاي رئيس‌جمهور جديد عدّه‌اي در دانشگاه گشت مي‌زنند و به مكانهاي دنج(كه در دانشگاه ما كم نيست) سرك مي‌كشند تا بندگان گنه‌كار خدا را مشغول «روزه‌خواري» هستند بيابند و كارتهاي دانشجويي آن بي‌دينها را اخذ نمايند. حالا اين كه اين گشتي‌ها كه هستند و به دستور كه و با چه مجوّزي اين كار را انجام مي‌دهند، اللّه اعلم. همين سه چهار سال پيش بود كه جناب دكتر جدّي، استاد محترم دانشكده معماري، دانشجويي را كه پشت دانشكده معماري مخفيانه سيگار مي‌كشيد به زور به اتاق خود برد و اندكي او را نواخت! تجمّع اعتراض‌آميز كوچكي هم در برابر اين عمل انجام شد و حتّي يكي دو روزنامه هم مسأله را منعكس كردند، ولي خبري نشد كه نشد. منطقاً استادي كه دانشجويي را كتك بزند بايد اخراج و يا حدّاقل توبيخ شود. دكتر جدّي همچنان استاد دانشكده معماري است و خبري هم از توبيخ شدنش نشنيديم.

اثر اين كارها چيست؟ آيا دانشجويي كه چنين رفتاري با او مي‌شود، آن هم به جرم روزه‌خواري مخفيانه، روز بعد از ترس خدا و قيامت براي سحر بلند مي‌شود و روزه مي‌گيرد؟ آنها كه عذر شرعي دارند چه؟ چه اشكالي داشت در هر دانشكده اتاق كوچكي اختصاص مي‌يافت به آنها كه روزه نيستند(نمي‌خواهند يا نمي‌توانند يا نبايد روزه بگيرند) تا بدون ترس غذايشان را بخورند؟ اين كار قبلاً در بعضي دانشگاهها به صورت رسمي يا غيررسمي انجام مي‌گرفت و شخصاً معتقدم اثر آن بر دين و ايمان ملّت خيلي بهتر است تا تجسّس و برخورد. كسي كه روزه‌ نگرفتن را انتخاب كرده، وقتي ببيند كه محترمانه از اكثريّت استثنا شده، ممكن است كم‌كم نظرش عوض شود. امّا آنها كه در كنج و پناهها گير مي‌افتند(كه ممكن است عذر شرعي هم داشته‌باشند)، خود را به درستي مظلوم مي‌يابند و خشمي كه در آن لحظه پشت ترس پنهان مي‌شود در وقتي ديگر به نماد ديگري از دين مي‌تازد( از خودم روانشناسي در وكردم).

فكر مي‌كنم انسان دين‌مدار واقعي نمي‌تواند غير اخلاقي عمل كند و اخلاقي عمل كردن هم هرگز اجازه چنين خشونتهايي را به كسي نمي‌دهد. آنها كه با گردن افراشته به خلوات روزه‌خواري حمله مي‌برند، آيا واقعاً خودشان را(با فرض اين كه روزه باشند) بهتر از طعمه‌‌هاي خود مي‌دانند و به دليل تشرّع ظاهري خود را مستحقّ تاختن بر ديگران مي‌دانند؟ اگر چنين است كه دينشان و روزه‌شان مقبول حضرت ابليس باشد و اگر هم غير از اين باشد، چه دليلي مي‌توانند براي عمل ناهنجار خود بياورند؟

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home