پنجشنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۴

گوسپندان

• اوّل تا يادم نرفته بگويم: نيك‌آهنگ كوثر سلسله‌اي از پستها را شروع كرده كه در آنها خاطرات مربوط به زندگي حرفه‌اي خود را از هنگام پيوستن به همشهري مي‌نگارد. تا اين لحظه 26 پست در اين زمينه داشته و آن طور كه پيداست نهضت همچنان ادامه دارد. خواندن اين پستها را به شدّت توصيه مي‌كنم، مخصوصاً به آنها كه نيك‌آهنگ را مي‌شناسند و به جريان كاري او علاقه‌مندند.

• بعضي از ظلمها و دروغها آن قدر بزرگ است كه آدم نمي‌تواند باورشان كند. انگار كه صبح از خواب بيدار شوي و ببيني لوبياي سحرآميز جلوي خانه‌ات سبز شده، همان قدر مبهوت مي‌شوي كه از ديدن بعضي از ستمها. نمونه‌اي را كه مي‌خواهم بگويم نياز به كنار هم چيدن حقايق دارد. اينها را كه مي‌گويم خودتان مي‌دانيد (احتمالاً)، ولي همه را با هم در ذهن بياوريد:

- سالهاست كه بين مردم ما سياستهاي كنترل جمعيّت در چين به عنوان يك ظلم بزرگ نگريسته مي‌شوند. گفته مي‌شود كه هر خانواده چيني كه صاحب اوّلين فرزند شوند، دولت به اجبار آنها را عقيم مي‌كند تا فرزند دوّم و سوّمي در كار نباشد. هنوز هم خيلي‌ها اين طور فكر مي‌كنند و من يكي دو سال پيش بود كه موقع چت كردن با يك فرد چيني (يادم نيست زن بود يا مرد) فهميدم كه اين مسأله صحّت ندارد و لااقل در حال حاضر سياستهاي كنترل جمعيّت در چين، شامل محدوديْتهاي اجتماعي است نه اجبار فيزيكي.

- در سالهاي اوّل انقلاب، حكومت مردم را تشويق به ازدياد تناسل مي‌كرد. هنوز هم معلوم نيست چه منطقي در پس اين سياست بود. جمعيّت ايران در همان زمان هم نه كم بود، نه توزيع سنّي نامناسبي داشت و نه امكانات كشور دورنماي روشني را براي همان عدّه نشان مي‌داد. جالب اين است كه اين تشويقها بيشتر از راههايي بود كه خرجي روي دست دولت نمي‌گذاشت. معمولاً با استفاده كردن از اعتقادات مردم و عباراتي مثل «امام زمان سرباز مي‌خواهد» ، « نسل مسلمين بايد زياد شود» يا « لشگر اسلام را خالي نگذاريد» مردم را تشويق كردند كه بيشتر با هم مهرورزي كنند. تشويقهاي مالي و امكاناتي كه در قبال تعدّد فرزندان به مردم داده مي‌شد، به نسبت ناچيز بود.

- نسلي كه در آن زمان توليد شد، الآن براي حكومت اسلامي دردسر است و بعيد به نظر مي‌رسد كه لشگر اسلام را هم زياد تقويت كند.

- چند سال بعد كم‌كم حضرات فهميدند: «فرزند كمتر، زندگي بيشتر_ فرزند بيشتر، زندگي كمتر». سياستهاي كنترل جمعيّت شروع شد. اوّلين مشكل بر سر راه كنترل جمعيّت، تغيير دادن 180 درجه‌اي نگرش مردمي بود كه فكر مي‌كردند براي رضاي خدا و حمايت از وليّ خدا بايد زياد بچّه درست كنند، مردمي كه فكر مي‌كردند( و برخي هنوز هم چنين مي‌پندارند) كه شهوتراني في‌سبيل‌اللّه مي‌كنند. جالب است كه مستمسك سياستهاي ازدياد جمعيّت، جلب رضاي خدا بود و مستمسك سياستهاي كنترل جمعيّت، رفاه بيشتر و دردسر كمتر بود. هيچ كس نگفت كه اقدام براي زندگي سالم‌تر هم باعث رضاي خدا است، يا اين كه اگر بچّه زياد درست كنيد و نتوانيد حقوق بديهي فرزندانتان را ادا كنيد، در پيشگاه خدا مسؤول و مقصّريد. هيچ كس نگفت اگر بچّه‌هاي كمتر، ولي سالم‌تر و رشديافته‌تر داشته‌باشيد، احتمالاً بيشتر به درد اسلام و مسلمين خواهند خورد تا اين كه از هر خانه يك ارتش بيست ميليوني بيرون بيايد كه هيچ كدامشان يك تنبان سالم به پا ندارد. كسي هم به دولت نگفت كه بالأخره انگيزه مردم در زاييدن يا نزاييدن، بايد رضاي خدا باشد يا رفاه خود، يا احياناً هر دو.

- مشكل بزرگ ديگر بر سر راه سياستهاي كنترل جمعيّت، نظر نامساعد تعدادي از فقها بود. عدّه‌اي از فقها اصل جلوگيري از بارداري زنان را حرام اعلام كردند. عدّه ديگري هم در اصل جلوگيري مشكلي نداشتند، امّا درمورد چگونگي آن محدوديّت قائل بودند. تا جايي كه من مي‌دانم، هيچ يك از فقها عقيم كردن دائمي زن يا مرد را مجاز ندانسته‌اند.

- مؤثّرترين روش جلوگيري از رشد جمعيّت، عقيم كردن مردان است. عقيم كردن يك زن، احتمال باردار شدن آن زن را منتفي مي‌كند، امّا عقيم كردن يك مرد امكان باردار شدن همسر وي و همچنين همسران احتمالي ديگر او را منتفي مي‌كند، الي قيام يوم الدّين.

- وازكتومي روشي است براي از بين بردن قدرت باروري مردان. اين روش شامل يك جرّاحي كوچك است كه طيّ آن لوله‌هاي ناقل اسپرم قطع مي‌شوند. وازكتومي چندين سال است كه به طور گسترده توسّط سيستم بهداشت و درمان ايران تبليغ مي‌شود و در بسياري از درمانگاهها، مركزهاي بهداشت و بيمارستانهاي دولتي به رايگان انجام مي‌شود.

- وازكتومي روشي غير قابل برگشت است. مردي كه تحت عمل وازكتومي قرار گيرد، براي هميشه قدرت باروري طبيعي خود را از دست مي‌دهد. جزئيّات اين كه چرا اين عمل غير قابل برگشت است، مربوط به سيستم دفاعي بدن مي‌شود و بسيار جالب است، ولي موضوع اين بحث نيست.

- در هيچ يك از تبليغات دولتي كه براي وازكتومي انجام مي‌شود، اشاره‌اي به برگشت‌ناپذير بودن آن نشده، يا لااقل من تاكنون در اين سالها نديده‌ام. اين كه به مراجعين داوطلب وازكتومي در مورد برگشت‌پذير نبودن آن اطّلاعات لازم و كافي و همچنين خدمات مشاوره‌اي مورد نياز ارائه مي‌شود يا نه، من نمي‌دانم، ولي مي‌شود حدسهايي زد.

- احتمالاً انجام وازكتومي كه عملاً به معني عقيم شدن فرد است، اشكال شرعي دارد. آيا فقها در اين زمينه آگاهي لازم را دارند كه بر اساس آن آگاهي نظر دهند؟

با در نظر گرفتن مجموعه اين موارد، حس مي‌كنم در ميهن عزيزمان با مردم مثل گوسفند رفتار مي‌شود: هر وقت حضرات لازم ديدند، دستور مي‌رسد بزاييد. هر وقت هم ديدند از كنترل اين زاده‌ها عاجزند، دستور مي‌رسد، نزاييد، و بدتر از آن: مردم را عقيم و ناقص مي‌كنند. مسأله اساسي اين است كه عموم مردم هم واقعاً مثل گوسفند رفتار مي‌كنند. وقتي دستور زاييدن مي‌رسد، بيشتر مردم واقعاً سرعت توليد مثل را بالا مي‌برند و كمتر كسي ممكن است فكر كند كه شايد زياد زاييدن خيلي هم فكر خوبي نباشد. الآن هم كه دستور ديگري رسيده، باز هم كمتر كسي شخصاً به درست و غلط قضيه فكر مي‌كند و بيشتر مردم تابع اوامر و دلايل و رهنمودهايي هستند كه از بالا مي‌رسد.

وظيفه حكومت است كه مردم را مطّلع كند و راهنمايي كند، امّا اگر حكومت كوتاهي يا ناداني كرد، آيا مردم وظيفه ندارند چراجويي كنند؟

چه كسي گفته فكر كردن واجب كفايي است؟


Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home