جمعه، مرداد ۲۱، ۱۳۸۴

آرامش تابستان

تابستان با سرعت وحشت‌آوري مي‌گذرد. دارم چه كار مي‌كنم؟ لينوكس مي‌خوانم، روزي به‌كارآيد. بايد اعتراف كنم كه بعد از 14 سال كه با كامپيوتر آشنا هستم و 5 سال كه در خانه كامپيوتر داريم، تازه فهميده‌ام كه از اصلي‌ترين نرم‌افزار موجود روي هر كامپيوتر، يعني از سيستم عامل چيز زيادي نمي‌دانسته‌ام. لينوكس جالب است و حتّي مي‌توانم بگويم مهيّج است. مخصوصاً براي امثال من كه مدّتي با زبانهاي C وC++ ور رفته‌ام، معماري لينوكس نسبت به ويندوز طبيعي‌تر به نظر مي‌آيد. شايد روزي نه‌چندان دور كلّاً قيد ويندوز را زدم و همه كارهايم را به يكي از توزيعهاي لينوكس منتقل كردم. حتّي اگر لينوكس‌كار هم نيستيد، توصيه مي‌كنم چند تا از توزيعهاي‌Live لينوكس، مثل Knoppix (بخوانيد نوپيكس) را كه بدون نياز به نصب به خوبي بر روي كامپيوترهاي معمولي اجرا مي‌شوند را پيدا و امتحان كنيد. براي تنوّع هم كه شده بد نيست، هر چند به عقيده من و خيلي‌هاي ديگر چيزهايي فراتر از تنوّع و سرگرمي نصيبتان خواهد‌شد.

از لينوكس و پنگوئن‌هاي خپل كه بگذريم، سخن دوستان خوش‌تر است. با رئيس‌جمهور جديد چطوريد؟ از «بحران هسته‌اي» چه خبر؟ هنوز كسي از دوستان وبا نگرفته؟ خدا نصيب گرگ بيابان هم نكند. واقعاً كه بيماري وحشتناكي است. از برادران عرب هم بهتر از ويبريون (باكتري عامل وبا) چيزي نصيب ما نخواهدشد. احتياط كنيد و حتّي بد نيست كمي بترسيد، خطر كاملاً جدّي است. احتمال ابتلا بسيار پايين است، ولي در صورت ابتلا خطر بسيار بزرگ است. بنابراين با حاصل‌ضرب يك عدد بسيار كوچك و يك عدد بسيار بزرگ مواجهيم كه مقدار قابل توجّهي خواهدشد.

سال تحصيلي بدي را پشت‌سر گذاشتم. پرتلاش و بي‌ثمر، بلكه مضر. اگر خدا بخواهد، سال تحصيلي ديگري را در پيش دارم كه تكليفم را معيّن خواهدكرد. چيزهايي ياد گرفتم كه بايد خيلي پيش از اين متوجّه آنها مي‌شدم. حالا فهميده‌ام كه كجا هستم و چه مي‌كنم. كاش زودتر فهميده‌بودم، كاش....

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home