چهارشنبه، تیر ۲۹، ۱۳۸۴

در جستجوي دم خروس

اوّلش گفتند اكبر گنجي اعتصاب غذا كرده. ما كه اين بابا رو نمي‌شناسيم، فقط مي‌دانيم آدم مهمّيه و به خاطر نوشته‌هايش زنداني شده و .... يك مدّتي گذشت، چند تا عكس از او در اينترنت پخش شد، كه (گفتند) اين عكسها مربوط به روز سي‌وچهارم اعتصاب غذا است(حوصله لينك گذاشتن ندارم، برويد بسرچيد خودتان). دو سه روز بعد يكي‌دوتا عكس ديگه منتشر شد. فقط خدا مي‌داند و ناشر عكسها، كه اين تصاوير واقعي بودند يا معجزه ‌Adobe . چند تاي اوّلي كه بدجوري توي ذوق مي‌زد. همه شروع كردند به حمايت از گنجي و فحش دادن و محكوم كردن، كه آهاي، مگه اين بابا شهروند نيست؟ جرمش چيه؟ چرا اين قدر آزارش مي‌دين .... انواع و اقسام آدمها و گروهها هوار كشيدند و چند ميكروتجمّع اعتراض‌آميز هم برگزار شد. عكسها مشكوك بودند، خبرها يك‌طرفه، حاميان گنجي بدسابقه و افسرده، وارثان مرگش بسيار و... ابطحي كه معاون رئيس‌جمهوراست خودش را جر داد، ولي خاتمي ككش هم نگزيد و مشغول شام آخر و مراسم الوداع و غيره بود. نيك‌آهنگ كوثر و مهاجراني و ديگراني كه همكار گنجي بوده‌اند پيشاپيش فاتحه‌اش را هم خوانده‌اند و بعضي ديگر آزادي‌اش را خواهانند.

حالا جناب قاضي مرتضوي اعلام كرده‌اند كه اكبر گنجي براي عمل جرّاحي مينيسك زانو به بيمارستان ميلاد منتقل شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مينيسك زانو؟ آخه يكي نيست بگه مينيسك زانوي يك آدم چطور توي سلول انفرادي پاره مي‌شه؟ چرا توي اين شرايط براي عمل مينيسك بايد بره؟ از كي تا حالا حكومت درمانهاي غير ضروري زندانيان را متقبّل مي‌شود؟ از اون طرف روزنامه كيهان نوشته كه اعتصاب غذاي گنجي به تحريك شيرين عبادي بوده و سر گنجي رو گول ماليدن و حالا كه فهميده اينجوريه، ديگه اعتصابشو شكسته و ...

خدايا! اينها كه هيچ كدام دروغ نمي‌گن، پس چرا من فكر مي‌كنم همه‌شون دروغ مي‌گن؟

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home