یکشنبه، تیر ۲۶، ۱۳۸۴

كاربري گرماي هوا

هوا خيلي گرم شده. مغز آدم هم مي‌پزه. البتّه اينجانب هرگز شكوه‌اي از گرمي هوا نداشته‌ام. علّتش هم اين است كه به هر صورت فصل گرما را به فصل سرما ترجيح مي‌دهم. حالا اگه گفتين هواي به اين گرمي به چه دردي مي‌خوره؟ به درد اين كه بريم استخر؟ بريم بستني بخوريم؟ تنيس؟ كوه؟ بريم شمال؟ كيش چطور؟ بريم ويلاي لواسان؟ اسكانديناوي هم الآن هواش خوبه. چطوره بريم سينما؟ بعدش هم بريم پيتزا بخوريم. نه، هوا خيلي گرمه. بهتره توي خونه زير باد كولر بشينيم و برنامه كودك نگاه كنيم.

نه! همه اين كارها را با گرماي معمولي هوا هم ميشه انجام داد و حالشو برد. فقط يك كاره كه توي همچين آفتابي واقعاً حال ميده و تو هيچ شرايط ديگه‌اي اين قدر حال نميده. اگه گفتين اون كار چيه؟ بهتون ميگم: يه لگن گنده رو پر از لباسهاي چرك كنيد، بشينيد شالاپ‌ شالاپ بشوريدشون، بعد پهنشون كنيد زير آفتاب كه خشك بشن. خداييش اين قدر حال ميده كه نگو. من خودم امروز اين كارو كردم. هر كي تاحالا اين كارو نكرده زود بره از فرصت استفاده كنه تا هوا خنك نشده. غفلت موجب پشيمانيه!!!!!

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home