دوشنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۴

جكهاي پاستوريزه

از آن جايي كه من ذاتاً آدم خوش‌خلقي هستم، ولي به دليل رسالت رسانه‌اي مجبور شده‌ام در پستهايم بيشتر به مشكلات و معضلات اجتماعي بپردازم، و پيرو پست قبلي‌ام درباره سانسور، امروز تعدادي جك فيلتر شده برايتان مي‌گذارم. اين جكها را از كامنتهاي يك وبلاگ برداشته‌ام كه اسم و آدرسش را متعاقباً اعلام مي‌كنم. تعداد زيادي جكهاي نامناسب هم در آنجا بود كه سانسور كردم. هه! جكهاي زير صددرصد بهداشتي و قابل استفاده براي تمامي گروههاي سنّي (از الف تا ي) مي‌باشند. اگر همه‌شون باحال نبود لب و لوچه‌تون آويزون نشه. بالأخره سانسوره ديگه! هر چيزي رو كه نمي‌شه نوشت. در ضمن سليقه‌ها هم متفاوت است. جكي كه به نظر شما بي‌مزه است، ممكن است ديگري را از خنده دراز كند. حالا باز هم بشينيد بگيد سانسور بده.

يه لره مي‌ميره، شب اوّل قبر چهل و دو تا فرشته ميان بالاي سرش، دو تاشون سؤا‌ل مي‌پرسيدن، چهل‌تاشون سؤالها رو براي لره توضيح مي‌دادند.

يه شب يه بسيجيه به آسمان نگاه می‌کرده می‌بينه ستاره ها بهش چشمک می‌زنن. سرشو می اندازه پايين می‌گه استغفرالله.

يه روز يه ترکه داشته خلاف می رفته. پليس نگهش می داره ميگه : گواهينامه، کارت بيمه، کارت ماشين . ترکه ميگه : وااای...با همه اينا جمله بسازم؟

پیرزنه تو اتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن براش. بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره ميذاره تو دهنش میگه نیاوران نیگه دار.

به يکی ميگن بچه ات اکس ميزنه ميگه اکس چي چيه؟ ميگن بابا همون قرصه ديگه که ميخورن ميرن فضا . اونم مياد خونه و يه دونه محکم ميزنه تو گوش بچه اش و ميگه پدر سگ اکس ميخوری؟ بچه هم ميگه نه بابا کی گفته ؟ باباهه ميگه خفه شو، ضر نزن، تو فضا ديدنت.

يه تركه وارد ورزشگاه آزادي ميشه، جلوي در با يه آشنا دست ميده، تو رودروايسي گير مي كنه مجبور ميشه با ۱۲۰ هزار نفر دست بده.

به يك تركه مي گن دخترتو به كي دادي؟ مي گه غريبه نيست دامادمونه!!!!

ترکه خودش رو به موش مردگی ميزنه گربه مياد می خوردش.

يه جانباز 40 درصد با يه جانباز 60 درصد ازدواج مي‌كنه، بچه شون شهيد ميشه!

از لره مي پرسن ساعت چنده؟ بلد نبوده ميگه بدو بدو كه داره ديرت ميشه!

يه روز يه تيكه كاغذ مي‌خوره تو سر تركه. تركه هم در جا مي‌ميره! كاغذ رو باز مي‌كنن مي‌بينن توش نوشته آجر!

تركه مي‌خواسته بميره بچه‌هاشو جمع مي‌كنه يكي يه دونه چوب كبريت مي‌ده مي‌گه بشكونيد! اونام ميشكونن. يه شاخه نازك ميده ميگه بشكونيد اونا باز ميشكونن. يه دسته‌بيل به هر كدوم ميده اونا ميشكونن. هفت تا دسته‌بيل ميده به هر كدوم، ميگه بشكونين، ميشكونن. باباهه شاكي ميشه ميگه حيف كه خريد وگرنه مي خواستم نصيحتتون كنم.

برقها ميره تركه يه قابلمه برميداره ميره دم خونه لره ميگه يه قابلمه برق دارين به من بدين لره ميگه:الاغ چرا ظرف پلاستيكي نياوردي برق نگيردت.

يه روز يه تركه ميره غواصي تو عمق 20 متري، يه كوسه مياد ازش ميپرسه آقا شما تركين ؟ ميگه از كجا فهميدي؟ ميگه چون كپسول آتشنشاني پشتته!

يه روز يه ترکه مياد تهران . تو خيابون وليعصر يه دختر خيلی تی تيش مامانی خوشگل می بينه ميره جلو ميگه ببخشيد اين دوست دختر که ميگن شماييد ؟

تركه زنش گم شده بوده، ميره به كلانتري اطلاع ميده. افسره نگهبان ازش ميپرسه: خوب مشخصات خانمتون چيه؟ تركه ميگه: يعني چي؟ مشخصات چيه؟! افسره بهش ميگه: ببين، مثلا خانوم من قدش بلنده، موهاش بوره، چشماش آبيه روشنه. تركه ميگه: خوبه همينو بدين.

يه روز يه ترکه يه بسته هزار تومنی ميشمره ۲۵۰ تومن کم مياره!!!

يه روز به يه ترکه ميگن يه جمله بساز که ۳ تا بيل توش باشه . می گه گابيل هابيلو با بيل کشت . ميگن خب يه جمله بگو که ۶ تا بيل توش باشه می گه نمی دونم گابيل هابيلو با بيل کشت يا هابيل گابيلو با بيل کشت . می‌گن خب حالا يه جمله بگو که ۷ تا بيل توش باشه . ميگه بيلميرم گابيل هابيلو با بيل کشت يا هابيل گابيلو با بيل کشت . ميگن حالا يکی بگو که ۸ تا بيل توش باشه . ميگه والله بيلميرم گابيل هابيلو با بيل کشت يا بیلعکس هابيل گابيلو با بيل کشت . ميگن حالا يکی بگو که ۹ تا بيل توش باشه . ميگه والله بيلميرم بیلخره گابيل هابيلو با بيل کشت يا بیلعکس هابيل گابيلو با بيل کشت .

ميدوني تركا چه طوري گردو مي شكونن؟؟؟ گردو رو ميزارن زير پاشون با آجر ميزنن تو سرشون.

تركه ميره سربازي بعد ۲ سال كارتشو كه بهش ميدن ميگه من از اينا داشتم گواهينامه مي‌خواستم.

يه ترکه ميره مکّه ميچسبه به خونه‌ی خدا. مردم جمع ميشن ببينن داره چی کار ميکنه انقد رفته تو حس ! ميرن جلو ميبينن داره با عجز و لابه ميگه: خدايا چرا مردی ؟ چرا مردی ؟؟؟!

افسره جلوي يك ماشين رو ميگيره، به راننده ميگه‌: جناب شما به خاطر بستن كمربند ايمني، پنجاه هزار تومن از طرف انجمن حمايت از ايمني راه‌ها جايزه برديد. حالا مي‌خوايد با اين پول چيكاركنيد؟ يارو ميگه: فكر كنم باهاش برم گواهينامم رو بگيرم! يك زنه كنار دستش نشسته بوده، ميگه: گوش نكنيد جناب سروان، اين شوهر من وقتي مسته يك بند چرت و پرت ميگه! تو صندلي عقب، يك جوونكي خواب بوده، ‌ازين سر و صدا بلند ميشه،‌ ميگه: من همون اول گفتم با ماشين دزدي نميشه فرار كرد!! يهو يك نفر از تو صندوق عقب داد ميزنه: ‌ببينم بالاخره از مرز گذشتيم يا نه؟!

يه تركه دستش نمي رسيده كمرشو بخارونه، آجر زير پاهاش ميزاره.

تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!

فيلم شام آخر اردبيل اکران ميشه همه با قابلمه ميرن سينما.

ترکه ميره دکتر ميگه هروقت ميخوابم خواب ميبينم با خرها فوتبال بازی ميکنم..دکتر:اين قرصها رو شبی يکی بخور... ترکه:ميشه امشب نخورم؟آخه امشب فيناله..

تركه ميميره، تو اون دنيا بهش ميگن: تو 2344.59 ركعت نماز بدهكاري و بايد بري جهنم! تركه ميگه: خوب اون 2344 ركعتش قبول، ولي ديگه اون 0.59 ركعتش ديگه چيه؟! بهش ميگن: اون مال نمازهاييه كه درست رو به قبله نخوندي، ضربدر كسينوس زاويه انحرافش كرديم.

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول و حبه انگور زنگ خونشون را ميزنه ميگه درا وا کنين منم بزی مادرتون ... يهو مامان بزی سرشا از پنجره مياره بيرون ميگه : بچه ها نيستن بيا بالا !!

يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست.

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home