دوشنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۴

دوراهي

مناظره دكتر نوبخت( به نمايندگي از طرف هاشمي رفسنجاني) و دكتر خوشچهره(به نمايندگي از طرف احمدي‌نژاد) چند دقيقه قبل تمام شد. از اوّل تا آخرش را نگاه كردم و خيلي برايم جالب بود. از خيلي جهات دقيقاً برعكس مناظره ديشب كلهر و مرعشي بود. دو نفر ديشبي مثل دو تا دايناسور كم‌هوش به جان هم افتادند و حالم را به هم زدند. هيچ كدامشان بار فكري خاصّي نداشتند و در عين حال سعي مي‌كردند خودشان را مسلّط و خونسرد نشان دهند كه در نهايت گفتگوهايشان يك فاجعه تمام‌عيار از آب درآمد.

دو نفر امشبي ( نوبخت و خوش‌چهره) برعكس ديشبي‌ها كاملاً مسلّط و زيرك بودند و نيازي هم نداشتند كه تظاهر به خونسردي و تسلّط بكنند، كه البتّه بايد بگويم دكتر خوش‌چهره برتر از دكتر نوبخت بود. اين دو هم به تخريب جبهه‌هاي مقابلشان مشغول شدند و نكات جالب و جديدي را فاش كردند: مثلاً اين كه نوبخت گفت (بر خلاف آن چيزي كه شايع بود) احمدي‌نژاد در استان اردبيل كه يك سال و نيم استاندار بوده كمترين رأي را بين هفت نامزد آورده ( و خوش‌چهره هم تكذيب نكرد). اين كه اين طبل و سنجهاي فراواني كه امسال در دسته‌هاي عزاداري ديديم و دهانمان هم سرويس كردند، هديه شهرداري بوده، اين كه شهرداري خرجهاي زيادي در زمان احمدي‌نژاد كرده و الآن بيش از 400 ميليارد تومان بدهكار است.

در مقابل دكتر خوش‌چهره هم دائم مشكلات فعلي كشور را به گردن دولتهاي قبلي (مخصوصاً در زمان برنامه توسعه اوّل) مي‌انداخت و تلميحاً به كرباسچي ميتاخت و ... نوبخت ارقامي را ذكر كرد كه با معلومات رياضي ما جور در نيامد(شايد اشتباه كرده‌باشيم، چون خوش‌چهره كه «‌استاد اقتصاد‌» بود اعتراضي نكرد.) مثلاً نوبخت گفت ما الآن حدود سه ميليون نفر بيكار داريم كه اگر ماهي 100 هزار تومان (به طور ميانگين) به هر كدامشان بيمه بيكاري بدهيم، مي‌شود سالي 300 ميليارد تومان(300 ميليون دلار) و يا در چهار سال مي‌شود 1.2 ميليارد دلار!!! در حالي كه با حساب ما:

3*106*105*12*4=1.44*1013

يعني مي‌شود بيش از 14 هزار ميليارد تومان و يا ‌ به عبارتي بيش از 14 ميليارد دلار . يعني خيلي ساده پرداخت يك ماه را براي كلّ سال در نظر گرفت و يك دوازده ناقابل را ضرب نكرد. اشتباه مشابهي را در مورد پرداخت وام به دانشجويان دانشگاههاي پولي داشت كه سه تا صفر ناقابل هم آنجا كم كرد.

خوش چهره بهتر حرف زد. ديشب هم ( به زعم اهل بيت) كلهر بهتر حرف زد. احمدي‌نژاد هم خوب حرف مي‌زند. امّا اگر فرض كنيم همه حرفهايش هم قابل اجرا است، در بهترين حالت احمدي‌نژاد حلواي نسيه است. در همينش هم تازه دارم شك مي‌كنم. اين كه در اردبيل كمترين رأي را آورده خيلي عجيب و مهم است. شدّت گرفتن عمليّات عمراني تهران در ماههاي اخير هم مشكوك است. به قول نوبخت وعده‌اش براي حل كردن تمام مشكلات آسفالت و لكّه‌گيري در تهران در عرض 40 روز را هنوز بعد از 1.5 سال نتوانسته عملي كند و اين نشان مي‌دهد كه از اداره يك شهر بزرگ هم ذهنيّت درستي ندارد، تا چه رسد به يك كشور.

هنوز هم فكر مي‌كنم هاشمي در شرايط فعلي بهترين گزينه است و كشور بايد از او استفاده كند. آدمهاي خوبي طرف احمدي‌نژاد هستند، ولي آدمهاي قوي و منطقي و اجرايي بينشان سراغ ندارم (راست است اين كه مي‌گويند احمدي‌نژاد داماد جنّتي است؟). امّا هاشمي باز هم اشتباهات گذشته را تكرار مي‌كند، اشتباهي كه خاتمي هم به طور ثابت مرتكب مي‌شود: اطرافيان فاسد و نالايق. همين ممكن است كفه ترازو را به نفع شهيد رجايي، ببخشيد، به نفع احمدي‌نژاد سنگين كند. خيلي‌ها از هاشمي عقده و كينه به دل دارند و از اين فرصت براي ريختن زهرشان بهره مي‌برند. خيلي‌ها هم به توانايي و برنامه‌هاي احمدي‌نژاد عقيده ندارند و از ترس اين كه بيايد و خراب‌ كاري كند، برايش مي‌زنند. نتيجه را واقعاً نمي‌شود حدس زد. زماني نه چندان دور مردم از روي لج‌بازي و دلخوري خاتمي را برگزيدند. انتخاب احمدي‌نژاد در اين دوره (در صورت وقوع) مي‌تواند سقوط از طرف ديگر بام باشد.

1 Comments:

At چهارشنبه, آبان ۰۳, ۱۳۸۵ ۴:۰۳:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous SoloGen said...

هاها!
الان دنیا چطور است؟!

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home