پنجشنبه، خرداد ۲۶، ۱۳۸۴

سهم ما از سياست

سه تا كتاب را كه كپي گرفته‌بودم پريروز (سه‌شنبه) بردم انقلاب و دادم به يك مغازه صحّافي ارمني (مطمئن نيستم ارمني باشد ولي از اسمش حدس ديگري نمي‌شود زد). گفت ديروز عصر (چهارشنبه) و يا امروز براي تحويل گرفتنشان بروم. ديروز كار داشتم و امروز صبح رفتم. به نزديكيهاي ميدان انقلاب كه رسيدم، ديدم كمي شلوغ است و پليسهاي باتوم به دست همه‌جا هستند. ملتفت شدم كه باز سياسيّون علّاف بلوا كرده‌اند و تجمّعي و شعاري و...

هر دو قدم حدّاقل يك پليس باتوم‌ به دست ايستاده‌ بود. كاري با مردم عادّي نداشتند و به نظر مي‌رسيد بيشترشان مال كلانتري همان نزديكي ( اوّل خيابان 12 فروردين) هستند. با مغازه‌ دارها و محلّي‌ها خوش و بش مي‌كردند و به عابران معمولي هم كاري نداشتند. آقاي صحّافي هم احتمالاً از ترس شلوغي و تظاهرات كركره را كشيده بود پايين و دررفته بود.

اين بود سهم امروز من از انتخابات و سياست.

راستي، دقّت كرديد كه لباس پليسهاي انتظامي دوباره سبز شده؟ سفيدكاري قاليباف عمري نداشت.

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home