سه‌شنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۴

هشت

تاريخ ما انگار به دوره‌هاي هشت‌ساله تقسيم شده. هشت سال جنگ تحميلي، هشت سال رياست جمهوري اوّل هاشمي‌رفسنجاني و هشت سال رياست جمهوري خاتمي و دوستان كه به اميد خدا رو به پايان است.

مقايسه وضع الآن با هشت سال پيش جالب است: آن موقع خاتمي كانديد بود و شانس بيشتري نسبت به بقيه داشت و هاشمي رئيس‌جمهور بود و دوّمين دوره رياست جمهوري‌اش را به پايان مي‌رساند و حالا از اين جهت دقيقاً وضع بر‌عكس شده. هشت سال پيش عدّه‌اي از عواقب رئيس‌جمهور شدن خاتمي نگران بودند ( كه حالا معلوم شده حق داشتند نگران باشند) و الآن هم بسياري از انتخاب مجدّد هاشمي‌رفسنجاني نگرانند. هشت سال پيش هاشمي و اعضاي دولتش با شتاب زياد مشغول افتتاح پروژه‌هاي عمراني زيادي بودند كه گفته مي‌شد بسياري از آنها هنوز به پايان نرسيده‌اند و افتتاح آنها صوري و تبليغاتي است. الآن هم خاتمي در مقياسي كوچك‌تر مشغول همين كار است. هاشمي را آن موقع « سردار سازندگي» خواندند و لوحها به او دادند و جشنها برايش گرفتند. خاتمي در حدّ سربازي هم نيست، تا چه رسد به سرداري.

هشت سال پيش فضا به نفع خاتمي بود و مردم خواستهاي نو داشتند. امروز اگرچه شانس هاشمي بيشتر است، امّا فضا با او همراه نيست و مردم هم به همان خواستهاي زمان او بازگشته‌اند: اشتغال، قدرت خريد، بازنشستگي آسوده، رفع تبعيض و فساد و... ديگر كمتر كسي در مورد فرهنگ و هنر يا توسعه علمي حرف مي‌زند. توسعه علمي در ذهن مردم معنايش شده زياد كردن ظرفيّت پذيرش دانشجو در دانشگاههاي كشور و افتتاح شعبات دانشگاه آزاد و پيام نور در هر دهكده و شهركي، بدون آن‌كه بسترسازي لازم انجام شده‌ باشد.

« توسعه» كه قرار بود ترجمه Develop باشد، ديگر در ذهن بيشتر مردم معناي گشاد كردن و زياد كردن و حجيم كردن مي‌دهد. اين معنايي است كه در اثر عملكرد دولتها و ساير بخشهاي حكومتي ( صدا و سيما و قوّه قضائيه و بنيادها و ...) در ذهنها جا گرفته: شبكه موبايل توسعه يافته ( يعني گسترش يافته) ولي عملاً به كار مردم نمي‌آيد چون كيفيّت پايين است، صنعت خودرو توسعه يافته، يعني ما سالي چندصدهزار دستگاه سواري مي‌سازيم(بيشتر مونتاژ مي‌كنيم) و معناي واقعي اين حرف پر شدن ظرفيّت محدود خيابانها با نعش‌كش‌هاي بي‌كيفيّت ساخت وطن است، راديو تلويزيون توسعه يافته: يعني چهار تا كانال شده چهل تا كانال ولي صد رحمت به كيفيّت همان چهار كانال قبلي، و غيره و غيره. همه اينها در حالي است كه توسعه بايد مفهوم پيشرفت و بهتر شدن را داشته‌باشد، نه فقط افزايش حجمي و معمولاً سرطاني. دليل اين تغيير معنا به جز دروغگويي مسئولين چيز ديگري نيست: هر جا از توسعه دادن به معني واقعي آن عاجز ماندند، پوسته‌اي حجيم ساختند و گفتند اين توسعه است. كار به آنجا كشيد كه معني اين كلمه در اذهان عوض شد و طبعاً همه از آن نااميد شدند.

هشت سال پيش مردم به آينده اميدوار بودند و اين اميدواري الآن خيلي كمتر از آن موقع است. هشت سال پيش عده معدودي براي كانديداتوري رياست جمهوري ثبت نام كردند و امروز هزار و چند نفر: خاتمي حدّ اين منصب را تا جايي تنزّل داد كه هر كس با خود فكر كرد اگر رياست جمهوري اين گونه است، اين كه از من هم برمي‌آيد. در طول دوران تحصيلم بيشترين دلخوري را از استاداني دارم كه با رفتار و تدريس بدشان باعث شدند من و دوستانم تا مدّتي از درس آنها كه خودش زيبا و جذّاب بود بيزار شويم. حتّي از آنها كه درسهاي ذاتاً ملال‌آور را به شكل فجيعي ارائه مي‌كردند به اين اندازه مكدّر نيستم، چون نهايت ضرري كه دسته اخير به ما زدند حرام كردن قسمت كوچكي از عمرمان بود و نه ايجاد اثر نادرست بر روي ذهنهايمان. از خاتمي هم به همين دليل ناراحتم: اگر فقط كارها را خراب مي‌كرد و ناقص انجام مي‌داد مي‌شد تحمّلش كرد. امّا بدترين كار او ( كه شايد ناآگاهانه مرتكب آن شد) نااميد كردن مردم از مسير حركت كشور و اهداف آرماني ايران بود. خاتمي با شعارهاي بزرگي آمد و با ضعف خود هم آن شعارها و هم ساير آرزوهاي مردم را در نظرشان بي‌اعتبار كرد.

هشت سال پيش شايد به قول بعضي‌ها فضا به اندازه امروز باز نبود، امّا مردم زنده‌تر بودند. اگر آن موقع كسي از تحريم انتخابات حرفي نمي‌زد فقط دليلش ترس از حكومت نبود، مردم هم چنين حرفي را جدّي نمي‌گرفتند. كمتر كسي قصد راي ندادن به نشانه اعتراض به نظام داشت. امّا به لطف كارنامه هشت‌ساله خاتمي امروز « تحريم انتخابات» مد روز نوجوانان تازه‌ بالغ شده كه مي‌خواهند خودي نشان دهند. چيزي بدتر از رخوت و بي‌تفاوتي هم و جود دارد؟

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home